9 - عادل
در میان اوصاف الهی وصف «عدالت» دارای ویژگیها و خصوصیتهایی است و همین سبب شده که علمای علم عقاید آن را مستقلا به طور مشروح مورد بحث قرار دهند، تا آن جا که در میان اصول دین شکل استقلالی به خود گرفته
قابل توجه این که در آیات قرآن مجید آن چه از واژه «عدل» به کار رفته است مربوط به وظیفه بندگان است، و این واژه در مورد خداوند به کار نرفته، در عوض، تعبیر به «نفی ظلم» از خداوند فراوان دیده میشود، و تعبیر به برقراری قسط از سوی پروردگار نیز کم است.
اعتقاد به این صفت کمالیه خداوندی در مکتب اسلام مخصوصا به معنای ظلم نکردن، از اصلی ترین اعتقادات است. اگرچه همان گونه که اشاره کردیم، عدالت به معنای ظلم نکردن باشد. این معنی برای عدالت با نظر به عقیده برخی از مسلمانان است که می گویند: ما ماهیت و حقیقت عدالت خداوندی را نمی توانیم بفهمیم. و این معنی مستلزم آن نیست که اتصاف خداوندی به ظلم که بدترین صفات است، پذیرفته شود. و هم چنین این معنی مستلزم آن نیست که ما خدا را الزام کنیم که باید عدالت بورزد! زیرا ما با توجه به کمال عالی صفت عدالت که ذات اقدس ربوبی مقتضی آن است و با توجه به وقاحت ظلم و ناشی شدن آن از احتیاج یا افزون طلبی و یا جهل، چنین حکایت می کنیم که خدا عادل است . در آیات قرآن مجید عدالت خداوندی در چهار قسم مطرح شده است.
قسم یکم- دو آیه است که خود کلمه عدالت و قسط در آنها آمده است: «و تمت کلمه ربک صدقا و عدلا لا مبدل لکلماته؛ مشیت و علم پروردگار تو، بر مبنای صدق و عدالت تمام شده و هیچ چیزی نمی تواند مشیت ها و افعال خداوندی را تغییر بدهد» (انعام/ 115) و «شهدالله انه لا اله الا هو و الملائکه و اولو العلم قائما بالقسط؛ خداوند و فرشتگان و صاحبان علم، شهادت می دهند که خدایی جز آن معبود یگانه که شأن او عدالت است وجود ندارد» (آل عمران/ 18).
قسم دوم- آیاتی است که ظلم و تعدی را از خداوند نفی نموده است مانند: «ان الله لا یظلم مثقال ذره؛ خداوند به مقدار ذره ای ظلم نمی کند» (نساء/ 40).
قسم سوم- آیاتی است که خداوند را حکیم معرفی می کند، مانند: «انک انت العزیز الحکیم؛ خداوندا! تویی عزیز و حکیم» (بقره/ 129 و غافر/ 8) و بدیهی است که ظلم و عدم عدالت به هر معنی که تصور شود با حکمت تضاد دارد. آیات مربوط به حکیم بودن خداوند در 90 مورد آمده است.
قسم چهارم- آیاتی است که پلیدی و وقاحت و سوء عاقبت ظلم و ستم را متذکر گشته است. مانند: «قال اما من ظلم فسوف نعذبه؛ گفت اما هر کس که ظلم کند به زودی او را تأدیب خواهیم کرد» (کهف/ 87). این قسم از آیات در بیش از 90 مورد در قرآن آمده است. در آیه 8 از سوره مائده چنین می خوانیم: «ولا یجرمنکم شنان قوم علی الا تعدلوا اعدلوا؛ کینه توزی هیچ قومی باعث نشود که شما عدالت نکنید، عدالت بورزید».
این آیه و آیات دیگر، بازگو کننده اساسی ترین اصل حیات معقول اجتماعی (عدالت) در برابر انتقام جویی ها و انگیزه تنازع در بقاء می باشد. این اصل، حقیقت مهمی را برای ما اثبات می کند و آن این است که بشر رو به تکامل، نباید پاسخ وحشی گری های تنازع در بقاء را با تعدی و ستمگری بدهد؛ زیرا مبنای کل هستی و حیات بر صدق و عدالت استوار شده است: «و تمت کلمه ربک صدقا و عدلا لا مبدل لکلماته؛ مشیت و علم پروردگار تو، بر مبنای صدق و عدالت تمام شده و هیچ چیزی نمی تواند مشیت ها و افعال خداوندی را تغییر بدهد».
آب حیات بخش عدالت است که آتش عداوت و کینه توزی ها را خاموش می سازد نه عوامل آتشزای تنازع در بقاء که پس از سوزاندن دیگران نوبت به خود همان یکه تازان تنازع در بقاء می رسد.
زیرا ظلم یا ناشی از احتیاج است یا معلول افزون طلبی و یا به اعتباری مربوط به جهل اوست، و با توجه به کمال مطلق ذات پروردگاری، هر سه امر (احتیاج و افزون طلبی و جهل) بران ذات کامل محال است.
خداوند متعال، مالک الملک علی الاطلاق است، شریکی در ملک ندارد، به حقیقت و بدون شائبه مجاز در باره اش باید گفت: «له الملک و له الحمد؛ فرمانروایی از آن اوست و ستایش از آن اوست» (تغابن/ 1)، «و الیه یرجع الامر کله؛ و تمام کارها به او برگردانده می شود» (هود/ 123) بنابراین هر گونه تصرف خداوند در جهان، تصرف در چیزی است که از آن خود او است. هیچکس در برابر او حقی و مالکیتی و اولویتی ندارد، پس ظلم درباره خداوند منتفی است، نه از آن جهت که چون زشت است خداوند نمی کند و نه از آن جهت که حسن و قبح در مورد خداوند معنی ندارد، بلکه از آن جهت که هیچکس نسبت به هیچ چیز خود، در مقابل خداوند مالکیتی ندارد تا عملا ظلم محقق شود.
متاسفانه ما معنایی برای عدالت خداوندی در نظر می گیریم که با واقعیت این صفت کمالی که حکمت ربانی است هیچ سازگار نیست. این معنا عبارت است از اینکه زندگی ما باید به قدری در حد کمال دلخواه ما باشد که بر همه چیز بدون کمترین تلاش علم پیدا کنیم ! ما می خواهیم هرگز کمترین سردردی هم به سراغ ما نیاید! ما آن زندگی را میخواهیم که همانطور که برای ما خوشایند است با یک اراده و چشم به هم زدن به دست بیاوریم! ما می خواهیم قدرت و ثروت و همه عوامل لذایذ در اختیار ما قرار بگیرد! بالاتر از این ما می خواهیم اصلا مرگ بر سر ما تاختن نیاورد!
یعنی عدالت خداوندی باید به نحوی باشد که هر چه را که ضرری به حال ما دارد از ما دور کند! و هرچه برای ما سودی دارد آن را در دسترس ما قرار دهد! اگر یک بیماری ناچیز به ما روی بیاورد یا مشکلی پیدا کنیم فورا فیلسوف می شویم! و هزاران قانون گرداننده طبیعت را کنار گذاشته و درباره عدالت خداوندی می اندیشیم که این چه عدالتی است!؟
عدل به مفهوم اجتماعی، هدف "نبوت" و به مفهوم فلسفی مبنای "معاد" است. قرآن کریم در بیان هدف "نبوت" و "رسالت پیامبران می فرماید: «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط؛ همانا فرستادگانمان را با دلائل روشن فرستادیم و همراه ایشان کتاب و ترازو فرود آوردیم تا مردم به عدالت قیام کنند» (حدید/ 25)
در موضوع معاد و محاسبه رستاخیز و پاداش و کیفر اعمال می فرماید: «و نضع الموازین القسط لیوم القیامة فلا تظلم نفس شیئا و ان کان مثقال حبة من خردل اتینا بها و کفی بنا حاسبین؛ ترازوهای عدالت را در روز رستاخیز می نهیم. به احدی هیچ ستمی نخواهد شد و اگر هموزن دانه خردل باشد آن را می آوریم. این بس که ما حسابگر هستیم» (انبیاء/ 47) در آیات بسیاری از قرآن، خداوند از ظلم و ستم تنزیه شده است. مثلا گفته شده است «فما کان الله لیظلمهم ولکن کانوا انفسهم یظلمون؛ و چنان نیست که خداوند به آنان ستم کند بلکه آنها چنین اند که بر خود ستم می کنند» (توبه/ 70) در بعضی آیات عادل بودن و قیام به عدل به عنوان یک صفت مثبت برای خداوند ذکر شده است یعنی در قرآن تنها به تنزیه از ظلم قناعت نشده است، به طور مثبت و مستقیم نیز صفت عدالت برای خداوند اثبات شده است، چنان که می فرماید: «شهد الله انه لا اله الا هو و الملائکة و اولوا العلم قائما بالقسط؛خداوند و فرشتگان و دارندگان دانش، گواهی می دهند که معبودی جز خدای یکتا، که بپادارنده عدل است، نیست» (آل عمران/ 18) به این ترتیب از نظر اسلام شکی نیست که عدل الهی، خود حقیقتی است و عدالت از صفاتی است که قطعا باید خداوند را به آنها موصوف بدانیم.
یکی از معانی عدل رعایت استحقاق ها است در افاضه وجود و امتناع نکردن از افاضه و رحمت به آنچه امکان وجود یا کمال وجود دارد. حکما معتقدند که هیچ موجودی "بر خدا" حقی پیدا نمی کند که دادن آن حق "انجام وظیفه" و "اداء دین" شمرده شود و خداوند از آن جهت عادل شمرده شود که به دقت تمام، وظایف خود را در برابر دیگران انجام می دهد. عدل خداوند عین فضل و عین وجود او است، یعنی عدل خداوند عبارت است از اینکه خداوند فضلش را از هیچ موجودی در هر حدی که امکان تفضل برای آن موجود باشد، دریغ نمی دارد و این است معنی سخن امام علی (ع) در خطبه 216 نهج البلاغه که می فرماید: «حق یک طرفی نیست. هر کسی که بر عهده دیگری حقی پیدا می کند، دیگری هم بر عهده او حقی پیدا می کند. تنها ذات احدیت است که بر موجودات حق پیدا می کند و موجودات در برابر او وظیفه و مسؤولیت پیدا می کنند اما هیچ موجودی "بر او" حق پیدا نمی کند.»
آیاتی درباره عدالت و ظلم نکردن خداوند :
۱ـ ان الله لا یظلم الناس شیئا و لکن الناس انفسهم یظلمون.
. خداوند هیچ به مردم ستم نمیکند، این مردمند که به خویشتن ستم مینمایند
۲ـ و لا یظلم ربک احدا.
. و پروردگارت به احدی ظلم نمیکند.
۳ـ فما کان الله لیظلمهم و لکن کانوا انفسهم یظلمون.
. خداوند به آنها ستم نکرد اما خودشان بر خویشتن ستم میکردند.
۴ـ فالیوم لا تظلم نفس شیئا و لا تجزون الا ما کنتم تعملون.
. امروز به هیچ کس ستم نمیشود و جز آنچه را عمل میکردید جزا داده نمیشوید.
۵ـ و ما تنفقوا من خیر یوف الیکم و انتم لا تظلمون.
. جز برای رضای خدا انفاق نکنید و آنچه از خوبیها انفاق میکنید به شما داده میشود و به شما ستم نخواهد شد.
۶ـ بل الله یزکی من یشاء و لا یظلمون فتیلا.
. خدا هر کس را بخواهد مدح و ستایش میکند، و کمترین ستمی به آنها نخواهد شد.
۷ـ و ما الله یرید ظلما للعالمین.
. و خدا (هیچگاه) ستمی بر جهانیان نمیخواهد.
۸ـ شهد الله انه لا اله الا هو و الملائکة و اولوا العلم قائما بالقسط.
. خداوند (با ایجاد نظام واحد جهان هستی) گواهی میدهد که معبودی جز او نیست و فرشتگان و صاحبان دانش گواهی میدهند، در حالی که (خداوند) قیام به عدالت دارد.
۹ـ انه یبدؤا الخلق ثم یعیده لیجزی الذین آمنوا و عملوا الصالحات بالقسط.
. او خلق را آغاز کرد سپس آن را باز میگرداند، تا کسانی را که ایمان آوردهاند و عمل صالح انجام دادند به عدالت جزا دهد.
۱۰ـ و نضع الموازین القسط لیوم القیامة فلا تظلم نفس شیئا.
. ما ترازوهای عدل را در روز قیامت نصب میکنیم، لذا به هیچ کس کمترین ستمی نمیشود.
۱۱ـ و ما ربک بظلام للعبید.
. و پروردگارت هرگز به بندگان ستم نمیکند.
۱۲ـام نجعل الذین آمنوا و عملوا الصالحات کالمفسدین فی الارضام نجعل المتقین کالفجار.
. (آیا کسانی را که ایمان آوردهاند و عمل صالح انجام دادهاند همچون مفسدان در زمین قرار دهیم؟ یا پرهیزگاران را همچون فاجران؟! (این با عدالت سازگار نیست).
13-( خَلَقَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ بِالْحَقِّ تَعالی عَمّا یُشْرِکُونَ؛ شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ وَ الْمَلائِکَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِمًا بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ ، سوره آل عمران آیه 18
خداوند، (با ایجادِ نظامِ واحدِ جهانِ هستی،) گواهی میدهد که معبودی جز او نیست؛ و فرشتگان و صاحبان دانش، (هر کدام به گونهای بر این مطلب،) گواهی میدهند؛ در حالی که (خداوند در تمام عالم) قیام به عدالت دارد؛ معبودی جز او نیست، که هم توانا و هم حکیم است.
آسمانها و زمین را بحق آفرید؛ او برتر است از اینکه همتایی برای او قرار میدهند).
14- و در آیه دیگری نیز قرآن عدل را ترازوی خدا در امر آفرینش می داند. ( وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْمیزانَ و آسمان را برافراشت، و میزان و قانون (در آن) گذاشت ،) سوره الرحمن آیه 7
من فرامرز طهماسبی با اسم مستعار علی متولد 1344 از شهر گرگان در استان گلستانم ، مدرک تحصیلی ام کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث ، فعلا دانشجوی دکتری در همین رشته ام . در آموزش رادیو سازمان صدا و سیما مشغول می باشم .