سوره – 31 لقمان
به مناسبت نام لقمان که در تمام قرآن تنها دوبار،آن هم در این سوره آمده و اندرزهای او به فرزند خود در آیات ۱۲-۱۹، لقمان نامیده شده است.
محتوای سوره ی لقمان را می توان در این موارد خلاصه نمود:
1- بیان عظمت و اهمیّت قرآن در هدایت بشر.
2- تقسیم انسان ها به نیکوکار و مستکبر و بیان سرنوشت آنان.
3- بیان برخی معجزات علمی قرآن از قبیل قانون جاذبه و زوجیّت گیاهان.
4- نصایح و موعظه های حکیمانه ی لقمان به فرزندش.
5-دلایل ایمان به مبدأ و معاد.
6- بیان علوم اختصاصی خداوند،مانند:زمان مرگ و برپایی قیامت.
غرض اين سوره - به طورى كه آغاز و انجام آن، و نيز سياق تمامى آيات آن اشاره مى كند - دعوت به توحيد و يقین و ايمان به معاد، و عمل به كليات شرايع دين است.
در سفارش های لقمان،9 امرو 3 نهی آمده است:
1.نیکی به والدین.
2.تشّکر از خدا و والدین.
3.مصاحبت همراه با نیکی به والدین.
4.پیروی از راه مؤمنان و تائبان.
5.برپا داشتن نماز.
6.امر به معروف.
7.نهی از منکر.
8.اعتدال در حرکت.
9.پایین آوردن صدا در سخن گفتن.
و امّا سه نهی:1.نهی از شرک.2.نهی از روی گردانی از مردم.3.نهی از راه رفتن با تکبّر.
وَ لَقَدْ آتَیْنا لُقْمانَ الْحِکْمَهَ أَنِ اشْکُرْ لِلّهِ وَ مَنْ یَشْکُرْ فَإِنَّما یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللّهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ«12»
و ما به لقمان حکمت دادیم،که شکر خدا را به جای آور و هر کس شکر کند، همانا برای خویش شکر کرده؛و هر کس کفران کند(بداند به خدا زیان نمی رساند،زیرا)بی تردید خداوند بی نیاز و ستوده است.
پیام ها:
1- حکمت،عطای خداوند است،نه کسب کردنی.(گرچه مقدّمات آن قابل کسب است.) «وَ لَقَدْ آتَیْنا لُقْمانَ الْحِکْمَهَ»
2- نعمت ویژه،شکر ویژه می طلبد. آتَیْنا لُقْمانَ الْحِکْمَهَ ... اُشْکُرْ لِلّهِ چنانکه خداوند در برابر اعطای نعمت ویژه ی کوثر به پیامبر اسلام،از او شکر ویژه می خواهد. «إِنّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ. فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انْحَرْ»
3- اوّلین فرمان به حضرت موسی بعد از نبوّت،فرمان نماز و اوّلین فرمان بعد از دادن حکمت به لقمان،فرمان شکرگزاری است. «أَنِ اشْکُرْ لِلّهِ»
4- شکر نعمت های خداوند،به سود خود انسان است. «وَ مَنْ یَشْکُرْ فَإِنَّما یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ» چنانکه در جای دیگر می خوانیم: «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ»
سیمای لقمان حکیم
در تفسیر المیزان بحثی درباره ی جناب لقمان آمده است که بخشی از آن را نقل می کنیم:
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:لقمان،پیامبر نبود،ولی بنده ای بود که بسیار فکر می کرد و به خداوند ایمان واقعی داشت.خدا را دوست داشت و خداوند نیز او را دوست می داشت و به او حکمت عطا کرد.
امام صادق علیه السلام می فرمایند:لقمان،حکمت را به خاطر مال و جمال و فامیل دریافت نکرده بود،بلکه او مردی پرهیزکار،تیزبین،باحیا و دلسوز بود.اگر دو نفر با هم درگیر می شدند و خصومتی پیدا می کردند،میان آنها آشتی برقرار می کرد.
وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ«13»
و(یاد کن)زمانی که لقمان به پسرش در حال موعظه ی او گفت:فرزندم! چیزی را همتای خدا قرار نده،زیرا که شرک(به خدا)،قطعاً ستمی بزرگ است.
نکته ها:
* موعظه،یکی از راه های دعوت به حقّ است و هیچ کس از آن بی نیاز نیست.یکی از نام های قرآن،موعظه است. «قَدْ جاءَتْکُمْ مَوْعِظَهٌ مِنْ رَبِّکُمْ» و در کتاب های حدیث، فصلی مخصوصِ مواعظ به چشم می خورد.
* در برخی روایات آمده است:گاهی پیامبر صلی الله علیه و آله به جبرئیل می فرمود:«مرا موعظه کن».
حضرت علی علیه السلام نیز گاهی به بعضی از یارانش می فرمود:«مرا موعظه کن،زیرا در شنیدن اثری است که در دانستن نیست».
پیام ها:
1- شیوه های تربیتِ فرزند را از بزرگان بیاموزیم. «وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ»
2- در موعظه باید ابتدا،ذهن و حواسّ شنونده را به خود متوجّه کنیم. «یا بُنَیَّ»
3- موعظه باید بر اساس حکمت باشد. وَ لَقَدْ آتَیْنا لُقْمانَ الْحِکْمَهَ ... وَ هُوَ یَعِظُهُ
4- فرزند،به نصیحت نیاز دارد.از فرزندانمان غافل نشویم. «قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ»
5-در تبلیغ،ابتدا از نزدیکان خود شروع کنیم. «قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ»
6- از بهترین راه های تربیت صحیح فرزند،گفتگوی صمیمی با اوست. «وَ هُوَ یَعِظُهُ یا بُنَیَّ»
7- از رسالت های پدر نسبت به فرزند،موعظه است. «قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ»
8-با نوجوان باید با زبان موعظه سخن گفت،نه سرزنش. «وَ هُوَ یَعِظُهُ یا بُنَیَّ»
9- موعظه باید با محبّت و عاطفه همراه باشد. «یا بُنَیَّ»
10- یکی از شرایط تأثیر موعظه،احترام و شخصیّت دادن به طرف مقابل است. «یا بُنَیَّ»
11- در ارشاد و موعظه،مسایل اصلی را در اولویّت قرار دهیم. یَعِظُهُ ... لا تُشْرِکْ
12- مهم ترین و محوری ترین بُعد حکمت،توحید است. آتَیْنا لُقْمانَ الْحِکْمَهَ ... قالَ ... لا تُشْرِکْ
13- شرک،بزرگ ترین خطر و اصلی ترین مسئله است،در نزد خداوند،همه ی دنیا متاع قلیل است، «مَتاعُ الدُّنْیا قَلِیلٌ» ولی شرک ظلم عظیم است. «لَظُلْمٌ عَظِیمٌ» یعنی اگر همه ی دنیا را به کسی بدهند که مشرک شود،نباید بپذیرد.
14- مواعظ خود را با دلیل و منطق بیان کنیم. لا تُشْرِکْ ... إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ
معنای شرک
شرک،معنای وسیع و گسترده ای دارد که بارزترین آن شرک به معنای بت پرستی است و این نوع شرک،به فتوای فقها موجب خروج از جرگه ی دین و سبب ارتداد انسان می شود.
شرک معانی دیگری نیز دارد: اطاعت بی چون و چرا از غیر خدا و یا پیروی از هوای نفس ، وابستگی به هر قدرت ، مقام ، مال ، مدرک ، قبیله و هر امری که در جهت خدا نباشد ، شرک است.
آری، رها کردن خداوندی که قدرت و علم بی نهایت دارد و به سراغ افراد و اشیائی رفتن که هیچ کاری به دستشان نیست،بزرگ ترین ظلم به انسانیّت است.اسیر جماد و انسان شدن و تکیه به صنعت کردن و کمک از عاجز خواستن خردمندانه نیست.یکی از اهداف نقل داستان ها و تاریخ گذشتگان در قرآن،ریشه کن کردن رگه های شرک است.
وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلی وَهْنٍ وَ فِصالُهُ فِی عامَیْنِ أَنِ اشْکُرْ لِی وَ لِوالِدَیْکَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ«14»
و ما انسان را درباره ی پدر و مادرش سفارش کردیم،مادرش او را حمل کرد،در حالی که هر روز ناتوان تر می شد،(و شیر دادن)و از شیر گرفتنش در دو سال است،(به او سفارش کردیم که)برای من و پدر و مادرت سپاس گزار،که بازگشت(همه)فقط به سوی من است.
نکته ها:
* کلمه ی «وَهْنٍ» ،به معنای ضعف جسمانی است،چنانکه«توهین»به معنای تضعیفِ شخصیّت است.
* دایره ی احسان،گسترده تر از انفاق است.احسان،شامل هر نوع محبّت و خدمت می شود، ولی انفاق معمولاً در کمک های مالی به کار می رود.در قرآن کریم،احسان به والدین در کنار توحید مطرح شده است. «وَ قَضی رَبُّکَ أَلاّ تَعْبُدُوا إِلاّ إِیّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً»
* در آیه مورد بحث،ابتدا درباره ی نیکی به والدین سفارش شده،سپس به دوران بارداری مادر اشاره کرده تا وجدان اخلاقی انسان را تحریک و بیدار کند و به او تذکّر دهد که گذشته ها را فراموش نکند.همواره به یاد داشته باشد که مادرش او را حمل کرد و از شیره ی جانش به او داد و به خاطر آسایش او از خواب و خوراک خود صرف نظر کرد که هیچ کس حاضر نبود چنین زحمت هایی را تحمّل کند.چون حقّ مادر بیشتر در معرض تضییع است و یا حقّ او بیش از پدر است،خداوند سفارش مخصوص نموده است.
* والدین و فرزند،حقوق متقابل دارند،در آیه ی قبل موعظه پدر نسبت به فرزند مطرح شد، و در این آیه احسان و سپاس فرزند نسبت به والدین.
پیام ها:
1- از سخن حقّ پیروی کنیم،چه موعظه ی بنده ی خدا باشد، «لُقْمانُ» و چه وصیّت خداوند سبحان. «وَصَّیْنَا»
2- همه ی انسان ها،در هر رتبه و شرایطی که باشند مدیون والدین هستند. «وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ» ( «الْإِنْسانَ» ،شامل همه ی مردم می شود)
3- احترام والدین،حقّی است انسانی نه فقط اسلامی،حتّی والدین کافر را باید احسان نمود. «وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ»
4- آن که زحمت بیشتری می کشد،باید به صورت ویژه تقدیر شود و نامش جداگانه برده شود. «بِوالِدَیْهِ - أُمُّهُ»
5-در فرمان های عمومی،باید استدلال نیز عام باشد.(چون مخاطب،همه انسان ها هستند،بارداری مادران مطرح است که مربوط به همه ی مردم است و هر انسانی مادر دارد). «حَمَلَتْهُ أُمُّهُ»
6- به بهانه آن که کاری،وظیفه ی طبیعی فردی است،نباید از سپاس و احسان او، شانه خالی کنیم.(بارداری،امری طبیعی است،ولی ما مسئولیّت داریم که به مادر احترام گذاریم و از زحمات او قدردانی کنیم). «حَمَلَتْهُ أُمُّهُ»
7- یادی از گذشته ها کنیم تا روحیّه ی شکرگزاری در ما زنده شود. «حَمَلَتْهُ أُمُّهُ»
8-دوران بارداری و شیردادن،از عوامل پدیدآورنده ی حقوق مادر بر فرزند و مهم ترین دوران شکل گیری شخصیّت فرزند است. حَمَلَتْهُ أُمُّهُ ... وَ فِصالُهُ
9- جدا کردن کودک از شیر می تواند در خلال دو سال باشد و واجب نیست بعد از پایان دو سال باشد.(کلمه ی«فصال»،به معنای بازگرفتن کودک از شیر است و «فِی عامَیْنِ» ،نشان آن است که در لابلای دو سال نیز می توان کودک را از شیر گرفت، گرچه بهتر است دو سال تمام شود.)
10- تحمّل سختی در راه انجام وظیفه،سرچشمه ی پیدایش حقوق فوق العاده است.کسانی که با وجود ضعف و خستگی بار مسئولیّتی را بر دوش می کشند،حقّ بیشتری بر انسان دارند. «وَهْناً عَلی وَهْنٍ»
11- سپاسگزاری از والدین،از جایگاه والایی نزد خداوند برخوردار است. «أَنِ اشْکُرْ لِی وَ لِوالِدَیْکَ» بعد از شکر خداوند،تشّکر از والدین مطرح است.
12- سرانجام همه ی ما به سوی خداست،پس از ناسپاسی نسبت به والدین بترسیم. «إِلَیَّ الْمَصِیرُ»
13- ایمان به رستاخیز،انگیزه ی عمل صالح از جمله احسان به والدین است.«إِلَیَّ الْمَصِیرُ»
14- حقِّ خداوند،بر حقّ والدین مقدّم است. «أَنِ اشْکُرْ لِی وَ لِوالِدَیْکَ» تشکّر و احسان به والدین،ما را از خداوند غافل نکند.
جایگاه والدین به قدری بلند است که در آیه ی بعد می فرماید:اگر والدین تلاش کردند تو را به سوی شرک گرایش دهند،از آنان اطاعت نکن،ولی باز هم رفتار نیکوی خود را با آنان قطع نکن.یعنی حتّی در مواردی که نباید از آنان اطاعت کرد،نباید آنها را ترک کرد.
آری،احترام به والدین از حقوق انسانی است،نه از حقوق اسلامی،از حقوق دائمی است، نه از حقوق موسمی و موقّت.
در فرهنگ اسلام،به رهبر آسمانی،معلّم و مربّی و پدرِ همسر نیز پدر گفته می شود.
در روزهای پایانی عمر پیامبر ص که در بستر بیماری بودند،به علی علیه السلام فرمودند: ... یا علیّ! من و تو پدر این امّت هستیم و کسی که از ما اطاعت نکند عاقّ ما می شود.
شکر الهی،گاهی با زبان و گفتار است و گاهی با عمل و رفتار.
وَ إِنْ جاهَداکَ عَلی أَنْ تُشْرِکَ بِی ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما وَ صاحِبْهُما فِی الدُّنْیا مَعْرُوفاً وَ اتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنابَ إِلَیَّ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ«15»
و اگر آن دو(پدر و مادر)تلاش کردند چیزی را که بدان علم نداری،شریک من سازی،از آنان فرمان مبر،ولی با آنان در دنیا به نیکی رفتار کن،و راه کسی را پیروی کن که به سوی من باز آمده است،پس بازگشت شما به سوی من است،من شما را به آنچه عمل می کردید آگاه خواهم ساخت.
نکته ها:
* در قرآن،سه نوع اطاعت داریم:
1.اطاعت مطلق نسبت به خداوند،پیامبر و اولی الامر. «أَطِیعُوا اللّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ»
2.عدم اطاعت مطلق از کافران،منافقان،مفسدان،گناهکاران،ظالمان و.... «وَ لا تُطِعِ الْکافِرِینَ وَ الْمُنافِقِینَ» ، «لا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِماً أَوْ کَفُوراً» ، «لا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ»
3.اطاعت مشروط نسبت به والدین؛یعنی اگر دستورهای مفید یا مباح دادند،لازم است پیروی کنیم؛امّا اگر تلاش کردند فرزند را به غیر خدا فراخوانند نباید اطاعت کرد.
پیام ها:
1- انسان به طور فطری گرایش توحیدی دارد و دیگران برای مشرک کردن او تلاش می کنند. «جاهَداکَ»
2- در کنار بیان کلیّات،به تبصره ها نیز توجّه داشته باشیم.(در کنار سفارش به اطاعت از والدین «وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ» ،به انحرافات احتمالی والدین نیز توجّه شده است). «جاهَداکَ عَلی أَنْ تُشْرِکَ»
3- شرک،هیچ گونه منطق علمی ندارد. «لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ»
4- تقلید کورکورانه ممنوع است. «ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما»
5-حقّ خدا،بر هر حقّی از جمله حقّ والدین،مقدّم است. «فَلا تُطِعْهُما»
6- هرگاه الگویی را از کسی می گیریم،الگوی مناسب دیگری را برایش جایگزین کنیم. «فَلا تُطِعْهُما - وَ اتَّبِعْ»
7- در موارد انحرافی،اطاعت از والدین لازم نیست،ولی زندگی عادّی را باید حفظ کرد. «فَلا تُطِعْهُما وَ صاحِبْهُما فِی الدُّنْیا مَعْرُوفاً»
8-همزیستی مسالمت آمیز با غیر مسلمانان،بدون تبعیّت از فرهنگ آنان جایز است. فَلا تُطِعْهُما وَ صاحِبْهُما ... مَعْرُوفاً
9- کار خوب و معروف در هیچ حالی نباید ترک شود. «صاحِبْهُما فِی الدُّنْیا مَعْرُوفاً»
10- تا آخر عمر باید با والدین به نیکی رفتار کرد.(حتّی با والدین مشرک) «صاحِبْهُما فِی الدُّنْیا مَعْرُوفاً»
11- انسان های خدایی،شایسته الگو شدن هستند. «وَ اتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنابَ إِلَیَّ»
12- گاهی در انتخاب عقیده و رفتار در خانواده،تفکیک لازم است؛در زندگی دنیوی همراه با والدین،ولی در پیروی کردن،راه پاکان و صالحان. «وَ اتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنابَ إِلَیَّ»
13- ایمان به معاد،ضامن اصلاح امور و اطاعت انسان از راه خداست. «إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ»
14- قیامت عرصه ی حضور انسان ها در محضر الهی است. «إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُمْ»
یا بُنَیَّ إِنَّها إِنْ تَکُ مِثْقالَ حَبَّهٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکُنْ فِی صَخْرَهٍ أَوْ فِی السَّماواتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللّهُ إِنَّ اللّهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ«16»
ای فرزندم! اگر(عمل تو)همسنگ دانه ی خردلی باشد و در دل تخته سنگی یا در آسمان ها یا در زمین نهفته باشد،خداوند آن را(در قیامت برای حساب)می آورد،زیرا که خداوند دقیق و آگاه است.
نکته ها:
* «خَرْدَلٍ» گیاهی است با دانه های سیاه رنگ و بسیار کوچک که دانه های آن در کوچکی و حقارت ضرب المثل است.
پیام ها:
1- توجّه دادن فرزند به علم و قدرت الهی،نشانه ی حکمت است. آتَیْنا لُقْمانَ الْحِکْمَهَ ... یا بُنَیَّ ...
2- در موعظه،برای هر توصیه ای نام مخاطب را تکرار کنیم.(تکرار«یا بُنیّ»در این سوره و تکرار«یا ابت»در سوره ی مریم آیات 40 تا 45).
3- ایمان انسان به حضور عملش در قیامت،سرچشمه ی اصلاح اوست. إِنْ تَکُ مِثْقالَ حَبَّهٍ ... یَأْتِ بِهَا اللّهُ
4- در یک ارزیابی و نظارت کامل،باید کوچک ترین کارها نیز مورد توجّه قرار گیرد. «مِثْقالَ حَبَّهٍ مِنْ خَرْدَلٍ»
5-کوچکی، «خَرْدَلٍ» سفتی، «صَخْرَهٍ» دوری و ناپیدایی، «السَّماواتِ ، اَلْأَرْضِ» ،در علم الهی و قدرت احضار عمل اثری ندارد. «یَأْتِ بِهَا اللّهُ»
6- خداوند به همه چیز آگاه و بر همه چیز تواناست. یَأْتِ بِهَا اللّهُ ... لَطِیفٌ خَبِیرٌ
7- اعمال انسان،در این جهان از بین نمی رود. «یَأْتِ بِهَا اللّهُ»
8-حسابرسی خداوند دقیق است،زیرا او لطیف است. «لَطِیفٌ خَبِیرٌ»
یا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاهَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اصْبِرْ عَلی ما أَصابَکَ إِنَّ ذلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ«17»
فرزندم! نماز را برپا دار و امر به معروف و نهی از منکر کن و بر آنچه از سختی ها به تو می رسد مقاومت کن که این(صبر)از امور واجب و مهم است.
* با این که در قرآن،28 مورد در کنار نماز از زکات یاد شده؛امّا در این جا کنار نماز امر به معروف ذکر شده است.شاید به خاطر آن که در این آیه مورد خطاب فرزند است وفرزندان معمولاً ثروتی ندارند که زکات بپردازند. «أَقِمِ الصَّلاهَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ»
پیام ها:
1- یکی از وظایف والدین نسبت به فرزندان،سفارش به نماز است. «یا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاهَ»
2- پاکسازی درونی را با دوری از شرک و بازسازی روحی را با نماز آغاز کنیم. لا تُشْرِکْ ... أَقِمِ الصَّلاهَ
3- وجوب امر به معروف و نماز،مخصوص دین اسلام نیست.(قبل از اسلام نیز،لقمان سفارش به نماز کرده است) «یا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاهَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ»
4- فرزندان خود را از طریق سفارش به نماز،مؤمن و خدایی،و از طریق سفارش به امر به معروف و نهی از منکر،افرادی مسئول و اجتماعی تربیت کنیم. «یا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاهَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ»
5-آگاهی فرزندان خود را به قدری بالا ببریم که معروف ها و منکرها را بشناسند تا بتوانند امر و نهی کنند. «یا بُنَیَّ - وَ أْمُرْ - وَ انْهَ»
6- بعد از توجّه به مبدأ و معاد،مهم ترین عمل،نماز است. «أَقِمِ الصَّلاهَ»
7- کسی که می خواهد در جامعه امر و نهی کند و قهراً با هوس های مردم درگیر شود،باید به وسیله ی نماز خودسازی و خود را از ایمان سیراب کند. «أَقِمِ الصَّلاهَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ»
8-فرزندان خود را آمر به معروف و ناهی از منکر بار آوریم. وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ ...
9- امر به معروف،همیشه قبل از نهی از منکر است. «وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ» رشد معروف ها در جامعه،مانع بروز بسیاری از منکرات می گردد.
10- در مسیر حقّ بودن کافی نیست،لازم است دیگران را نیز به مسیر حقّ دعوت کنیم. «وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ» چنانکه در سوره عصر می خوانیم: «الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ»
11- در تبلیغ دین و اجرای فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر،باید صبر و سعه ی صدر داشته باشیم. «وَ اصْبِرْ عَلی ما أَصابَکَ» نهی از منکر،با تلخی ها و نیش زدن های گناهکاران همراه است،مبادا عقب نشینی کنیم.
12- پدر حکیم،رسیدن سختی به فرزندش را می پذیرد و فرمان صبر می دهد، ولی ضربه به مکتبش را که سکوت در برابر فساد باشد،هرگز. «وَ انْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اصْبِرْ عَلی ما أَصابَکَ»
13- امر به معروف و نهی از منکر از مسایل مهم است و صبر در برابر آنچه در این راه به انسان می رسد ارزش دارد. «إِنَّ ذلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ»
امر به معروف و نهی از منکر،دو وظیفه ی الهی است و توهّماتی از این قبیل که:گناه دیگران کاری به ما ندارد،آزادی مردم را سلب نکنیم،من اهل ترس وخجالت هستم، با یک گل که بهار نمی شود،عیسی به دین خود موسی به دین خود،ما را در یک قبر قرارنمی دهند،دیگران هستند،من چرا امر به معروف کنم؟ با نهی از منکر،دوستان یا مشتریان خود را از دست می دهم،و امثال آن،نمی توانند این تکلیف را از دوش ما بردارند.البتّه امر به معروف و نهی از منکر باید آگاهانه،دلسوزانه،عاقلانه وحتّی المقدور مخفیانه باشد.
وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنّاسِ وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ«18»
و روی خود را از مردم(به تکبّر)بر مگردان،و در زمین مغرورانه راه مرو،زیرا خداوند هیچ متکبّر فخر فروشی را دوست ندارد.
نکته ها:
* «تصعیر»،نوعی بیماری است که شتر به آن گرفتار می شود و گردنش کج می شود.لقمان به فرزندش می گوید:تو بر اساس تکبّر مثل شترِ بیمار،گردنت را با مردم کج نکن.
* «مرح»،به معنای شادی زیاد است که در اثر مال و مقام به دست می آید.
«مُخْتالٍ» به کسی گویند که بر اساس خیال و توهّم خود را برتر می داند،و «فَخُورٍ» به معنای فخرفروش است.
* تکبّر،هم توهین به مردم است،هم زمینه ساز رشد کدورت های جدید و هم تحریک کننده ی کینه های درونی قدیم.
در حدیث می خوانیم:هر کس با تکبّر در زمین راه رود،زمین و هر موجودی که زیر و روی آن است،او را لعنت می کنند.
پیام ها:
1- با مردم،چه مسلمان و چه غیر مسلمان،با خوشرویی رفتار کنیم. «لا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنّاسِ»
2- تکبّر ممنوع است،حتّی در راه رفتن. «لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً»
3- از عامل خشنودی خداوند برای تشویق و از ناخشنودی او برای ترک زشتی ها و گناهان استفاده کنیم. «إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ»
4- به موهومات،خیالات و بلندپروازی ها خود را گرفتار نسازیم. «مُخْتالٍ»
5-بر مردم فخر فروشی نکنیم. «إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ»
از نشانه های تواضع،پذیرفتن پیشنهاد و انتقاد دیگران و نشستن در پایین تر از جایی است که در شأن اوست.
وَ اقْصِدْ فِی مَشْیِکَ وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ إِنَّ أَنْکَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ«19»
و در راه رفتن(و رفتارت)،میانه رو باش و از صدایت بکاه،زیرا که ناخوش ترین صداها،آواز خران است.
پیام ها:
1- اسلام،دین جامعی است و حتّی برای راه رفتن دستور و برنامه دارد. «وَ اقْصِدْ فِی مَشْیِکَ»
2- در آیین الهی،عقاید و اخلاق در کنار هم مطرح است. لا تُشْرِکْ بِاللّهِ ... وَ اقْصِدْ فِی مَشْیِکَ
3- میانه روی،دوری از افراط وتفریط،و متانت در راه رفتن،سفارش قرآن است. « وَ اقْصِدْ فِی مَشْیِکَ»
4- نه فقط در راه رفتن،بلکه در همه ی کارها میانه روی را مراعات کنیم. «وَ اقْصِدْ فِی مَشْیِکَ»
5-صدای خود را کوتاه کنیم،از فریاد بیهوده بپرهیزیم و بیانی نرم و آرام داشته باشیم. «وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ»
6- فریاد کشیدن و بلند کردن صدا،امری ناپسند و نکوهیده است. «وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ إِنَّ أَنْکَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ»
در فضیلت این سوره از پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله و سلم روایت شده: هر که این سوره را قرائت کند در روز قیامت لقمان رفیق و همراه او خواهد بود و ده برابر تعداد کسانی که امر به معروف و نهی از منکر کرده اند به او حسنه داده می شود
امام باقر علیه السلام فرموده اند: هر کس که هر شب سوره لقمان را قرائت نماید خداوند سی فرشته را مأمور حفظ و نگهداری او از ابلیس و سپاهیان او می کند و اگر صبحگاه نیز این سوره را قرائت کند، تا شب در امان و حفظ الهی خواهد بود