216 - سوال : آیا این برای آنها نشانه نیست ...؟

216 - سوال : آیا این برای آنها نشانه نیست ...؟

أَ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ آيَةً أَنْ يَعْلَمَهُ عُلَماءُ بَنِي إِسْرائِيلَ «شعرا  197»

آيااين كه علماى بنى‌اسرائيل از آن (قرآن) اطلاع دارند، براى آنان (مشركان عرب) نشانه‌اى (بر صحّت آن) نيست؟

وَ لَوْ نَزَّلْناهُ عَلى‌ بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ «198»

(بر فرض) اگر ما قرآن را بر بعضى غير عرب‌ها نازل مى‌كرديم.

فَقَرَأَهُ عَلَيْهِمْ ما كانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ «شعرا 199»

پس او آن را برايشان مى‌خواند، عرب‌ها به آن ايمان نمى‌آوردند.

نکته ها

امام صادق عليه السلام فرمودند: ارزش و فضيلت غير عرب اين است كه آنان به سوى قرآنى كه به زبان عربى است گرايش پيدا كردند، ولى اگر قرآن به زبان غير عربى بود، بعضى عرب‌ها ايمان نمى‌آوردند.

در تفاسیر هست که علماء بني‌ اسرائيل‌ خبر داشتند از آمدن‌ ‌اين رسول‌ و نزول‌ ‌اين قرآن‌ قبل‌ ‌از‌ بعثت‌ حضرت‌ رسالت‌. لذا جماعتي‌ ‌از‌ يهود و دانشمندان‌ ‌آنها‌ آمدند مدينه‌ سكونت‌ پيدا كردند و باهل‌ مدينه‌ گفتند ‌که‌ ‌ما ‌در‌ كتب‌ ‌خود‌ ديده‌ايم‌ ‌که‌ ‌پيغمبري‌ ‌در‌ مكه‌ مبعوث‌ ميشود و هجرت‌ بمدينه‌ مي‌كند . ‌ما آمده‌ايم‌ ‌که‌ خدمت‌ ‌آن‌ برسيم‌ و ايمان‌ آوريم‌ و همين‌ خبرهاي‌ يهود سبب‌ شد ‌که‌ قبيله‌ اوس‌ و خزرج‌ بحضرتش‌ ايمان‌ آوردند و لكن‌ ‌از خود‌ يهود عده کمی ‌که‌ بي‌ غرض‌ بودند ايمان‌ آوردند و لكن‌ اكثر ‌آنها‌ ايمان‌ نياوردند و متعذر شدند ‌به‌ اينكه‌ ، آنكه‌ ‌را‌ ‌ما مي گفتيم‌ ‌از‌ بني‌ اسرائيل‌ ‌است‌ ولی ‌اين پيغمبر ‌از‌ بني‌ اسمعيل‌ ‌است‌ و هنوز ‌هم‌ يهود انتظار آمدن‌ ‌آن‌ پيغمبر ‌را‌ دارند .

پیام ها

1- عذرِ عالم مقصّر، پذيرفته نيست. «أَ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ آيَةً» علمایی که به علم خود عمل نمی کنند ، سزاوار توبيخ و سرزنش هستند.

2- علماى بنى‌اسرائيل از حقّانيّت قرآن آگاه بودند. «يَعْلَمَهُ عُلَماءُ بَنِي إِسْرائِيلَ»

3- در تبليغ و تربيت، به احساسات و زبان ملّى مخاطب توجّه كنيد. لَوْ نَزَّلْناهُ عَلى‌ بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ‌ ...

4- تعصّب و نژادپرستى، مانع حقّ‌پذيرى است. «لَوْ نَزَّلْناهُ‌- ما كانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ»

5- تعصّب و مليّت‌گرايى در قوم عرب زياد است. لَوْ نَزَّلْناهُ‌ ... ما كانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ‌

215 - سوال :آیا در همینجا با امنیت  رها شده هستید ؟ 

215 - سوال :آیا در همینجا با امنیت  رها شده هستید ؟ 


أَ تُتْرَكُونَ فِي ما هاهُنا آمِنِينَ «شعرا 146» فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ «147» وَ زُرُوعٍ وَ نَخْلٍ طَلْعُها هَضِيمٌ «148» وَ تَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً فارِهِينَ «149»

آيا (فكر مى‌كنيد) شما در آنچه در اين دنيا داريد، در أمن وامان رها خواهيد شد؟ در باغ‌ها و چشمه‌ها. و كشتزارها و نخل‌هايى كه شكوفه‌اش لطيف و بر هم نشسته است. (و هيچ مسئوليّت و بازگشتى نخواهيد داشت؟) و شما (ماهرانه) از كوه‌ها خانه‌هايى براى خوشگذرانى مى‌تراشيد.

فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ «150» وَ لا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ «151»

پس، از خدا پروا كنيد و مرا پيروى نماييد. واز اسرافكاران فرمان نبريد.

الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَ لا يُصْلِحُونَ «شعرا 152»

آنان كه در زمين فساد مى‌كنند و اهل اصلاح نيستند.

نکته ها

اگر مردم دنيا تنها به همين جمله‌ى‌ «لا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ» عمل كنند، تمام‌ حكومت‌هاى طاغوتى اسرافكار، سقوط مى‌كنند.

قوم ثمود، هم كشاورزى خوبى داشتند، «فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ وَ زُرُوعٍ» هم تمدّن و خانه‌سازى‌ «مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً» و هم رفاه و امنيّت. فارِهِينَ‌ ... آمِنِينَ‌

كلمه‌ى «طلع» به شكوفه‌ى خرما گفته مى‌شود كه قبل از ميوه طلوع مى‌كند و گاهى به نوبَر و اوّلين خرما نيز گفته مى‌شود.

«هَضِيمٌ» به معناى شكوفه‌ى لطيف و بر هم نشسته است. يعنى شكوفه‌هاى خرما از انبوهى و پر حاصلى و طراوت بر هم سوار شده است.

با اينكه كلمه‌ى‌ «جَنَّاتٍ» شامل درخت خرما نيز مى‌شود، ولى نام درخت خرما جداگانه برده شده است، كه شايد اشاره به اهميّت خرما در ميان قوم ثمود بوده است.

كلمه‌ى‌ «فارِهِينَ» مى‌تواند از كلمه‌ى «فره» به معناى شادى باشد كه‌ «بُيُوتاً فارِهِينَ» يعنى در خانه‌ها سرمست بودند و مى‌تواند از ريشه‌ى «فراهت» به معناى مهارت باشد كه‌ «بُيُوتاً فارِهِينَ» يعنى با مهارت خانه‌هايى را از كوهها مى‌تراشيدند.

پیام ها

1- به زندگى مرفّه دنيا مغرور نشويد. أَ تُتْرَكُونَ‌ ... آمِنِينَ‌ رفاه امروز نشانه‌ى رضاى خداوند از شما نيست. (نعمت‌هاى مادّى پايدار نيست).

2- توجّه به ناپايدارى دنيا، وسيله‌ى تقواست. أَ تُتْرَكُونَ‌ ... فَاتَّقُوا اللَّهَ‌

3- لازمه‌ى تقوا، پيروى از انبيا و دورى از اطاعت مسرفان است. «فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ وَ لا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ»

4- امنيّت، اقتصاد و رفاه، اگر با پيروى از رهبر معصوم همراه نباشد زمينه‌ى فساد خواهد شد. «آمِنِينَ‌، جَنَّاتٍ‌، عُيُونٍ‌، زُرُوعٍ‌، بُيُوتاً، فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ»

5- انسان در برابر نعمت‌ها رها نيست، بلكه مسئوليّت دارد. «جَنَّاتٍ‌، عُيُونٍ‌، زُرُوعٍ‌، بُيُوتاً، لا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ»

6- اسرافكار، صلاحيّت رهبرى جامعه را ندارد. «لا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ»

7- انبيا در مصرف‌گرايى مردم حسّاس بودند. «لا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ»

8- در برابر سرمايه داران اسرافگر، كرنش نكنيد. «لا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ»

9- تولّى‌ و تبرّى بايد با هم باشد. «أَطِيعُونِ‌- لا تُطِيعُوا»

10- اسراف، فساد است و اسرافكار، مفسد. «الْمُسْرِفِينَ الَّذِينَ يُفْسِدُونَ»

11- از مرفّهان بى‌درد، اميد اصلاح نداشته باشيد كه اصلاح تنها در سايه‌ى مكتب انبياست. «وَ لا يُصْلِحُونَ»

12- اسرافكاران، كار خودرا توجيه مى‌كنند وخود را صالح مى‌دانند. «لا يُصْلِحُونَ»

214 - سوال : ... آیا تقوی ندارند ؟  ...

214 - سوال : ... آیا تقوی ندارند ؟  ...

وَ إِذْ نادى‌ رَبُّكَ مُوسى‌ أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ «شعرا 10» قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَ لا يَتَّقُونَ «11» قالَ رَبِّ إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ «12»

و (يادكن) زمانى كه پروردگارت موسى را ندا داد كه به سوى قوم ستمكار برو. قوم فرعون؛ آيا پروا نمى‌كنند؟! (موسى) گفت: پروردگارا! مى‌ترسم مرا تكذيب كنند.

نکته ها

در اين سوره، هفت بار اين جمله تكرار شده است: «أَ لا تَتَّقُونَ»*، «أَ لا يَتَّقُونَ» آرى، اگر تقوا نباشد، سخن پيامبران مؤثّر نيست.

پیام ها

1- تاريخ انبيا نبايد فراموش شود. ( «إِذْ» يعنى ياد كن آن زمان را)

2- هم هدف وسيره انبيا بهم شباهت دارد وهم برخوردهاى مخالفان انبيا يكسان است. بنابراين آشنايى با تاريخ آنان مى‌تواند راهگشاى پيامبر اسلام باشد. «وَ إِذْ نادى‌ رَبُّكَ»

3- فرستادن پيامبران به سوى مردم، از شئون ربوبيّت است. «نادى‌ رَبُّكَ»

4- مبارزه با طاغوت، در رأس برنامه‌هاى انبيا قرار دارد. «ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ»

5- در نهى از منكر، گاهى بايد به استقبال خطر رفت. «أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ»

6- قيام انبيا، بر اساس معيار است، نه كينه و انتقام. «الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ»

7- فراموش كردن خدا وپيروى از طاغوت، بزرگ‌ترين ظلم است. «الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ»

8- براى نهى از منكر به سراغ سرچشمه‌هاى فساد برويد. «قَوْمَ فِرْعَوْنَ»

9- طاغوت‌ها، بدون يارى مردم قدرتى ندارند. «قَوْمَ فِرْعَوْنَ»

10- بى‌تقوايى مردم، زمينه‌ى رشد طاغوت‌هاست. «أَ لا يَتَّقُونَ»

11- هدايت مردم، بار سنگينى است كه به امداد الهى نياز دارد. رَبِّ إِنِّي أَخافُ‌ ...

213 - آیا گیاهانی متنوع که در زمین رویاندن را نمی بینی ؟

213 - آیا گیاهانی متنوع که در زمین رویاندن را نمی بینی ؟

أَ وَ لَمْ يَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ كَمْ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ «شعرا 7»

آيا به زمين نگاه نكردند كه از هر نوع (روييدنى) نيكو چقدر رويانديم؟

إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ «8»

قطعاً در اين (آفرينش نيكو) عبرت و نشانه‏اى است، ولى بيشترشان ايمان آورنده نيستند.

وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ «شعرا 9»

و به راستى پروردگار تو همان نفوذ ناپذير مهربان است.

نکته ها

در اواسط قرن هجده ميلادى، «لِينه» گياه‌شناس معروف سوئدى براى اوّلين بار به كشف مسأله‌ى زوجيّت در بعضى گياهان موفّق شد. او گفت: نر و مادگى در گياهان نيز هست و براى بارور شدن گياهان، لقاح لازم است. قرآن كريم قانون زوجيّت را شامل گياهان و غير گياهان مى‌داند.

پیام ها

1- مطالعه درباره‌ى موجودات هستى و زيبايى‌هاى آن، بهترين راه خداشناسى است. «أَ وَ لَمْ يَرَوْا»

2- قرآن كسانى را كه با ديد عميق به جهان نگاه نمى‌كنند، توبيخ مى‌كند. «أَ وَ لَمْ يَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ»

3- يكى از نشانه‌هاى قدرت خداوند، زوج بودن گياهان است. أَنْبَتْنا ... زَوْجٍ كَرِيمٍ‌

4- در همه‌ى گياهان فوايدى هست، گرچه ممكن است فايده‌ى بعضى براى ما كشف نشده باشد. «مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ»

5- اگر قابليّت و زمينه‌ى پذيرش حقّ در كسى نباشد، از همه‌ى هستى نيز درس نمى‌گيرد. أَ وَ لَمْ يَرَوْا ... ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ‌

6- همه جا اكثريّت، نشانه‌ى حقّانيّت نيست. «ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ»

7- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله تحت عنايت خاصّ خداوند است. «إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ»

8- رحم خداوند بر اساس عجز نيست، او در حالى كه شكست ناپذير است مهربان است و به مخالفان مهلت مى‌دهد تا شايد برگردند و توبه نمايند. «الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ»

212- آیا نمی بینی که خداوند تعالی چگونه سایه را گسترش می دهد ... ؟

212- آیا نمی بینی که خداوند تعالی چگونه سایه را گسترش می دهد ... ؟

أَ لَمْ تَرَ إِلى‌ رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا «فرقان 45»

آيا به (قدرت) پروردگارت نمى‌نگرى كه چگونه سايه را گسترده است؟ و اگر مى‌خواست آن را ساكن (و ثابت) قرار مى‌داد (تا هميشه شب يا بين‌الطلوعين باشد) سپس خورشيد را دليل و نمايانگر آن قرار داديم.

ثُمَّ قَبَضْناهُ إِلَيْنا قَبْضاً يَسِيراً «46»

سپس آن سايه را (اندك اندك) به سوى خود جمع مى‌كنيم.

نکته ها

امام باقر عليه السلام فرمود: مراد از سايه گسترده در آيه، سايه‌ى مابين طلوع فجر و طلوع خورشيد است. گرچه بعضى مراد از سايه را سايه‌ى شب يا بعد از ظهر گرفته‌اند، ولى با توجّه به جمله بعد كه مى‌فرمايد: «ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا»، سخن امام مورد قبول است.

پیام ها

1- بهترين راه خداشناسى براى همگان، تفكّر در پديده‌هاى هستى است كه بر اساس حكمت الهى آفريده شده‌اند. «أَ لَمْ تَرَ»

2- گردش زمين به دور خود و خورشيد تصادفى نيست، حكيمانه و مدبرانه است. «أَ لَمْ تَرَ إِلى‌ رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ»

3- انسان غرق در نعمت‌ها ست، ولى با ديده‌ى عبرت به آنها نمى‌نگرد. «أَ لَمْ تَرَ إِلى‌ رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ»

4- گستردگى و طولانى شدن مدّت سايه به خاطر پرورش و رشد و شكوفايى است. رَبِّكَ‌ ... مَدَّ الظِّلَ‌ (اگر نور، مستقيم و يا سايه دائمى‌بود، يا همگى مى‌سوختند و يا منجمد مى‌شدند.)

5- گرچه خداوند قدرت دارد كه در طبيعت، تغيير و تحوّل شديد ايجاد كند، ولى خداوند سنّت خود را ترك نمى‌كند. «وَ لَوْ شاءَ»

6- تداوم گردش هستى به دست اوست. «وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً»

7- شناخت سايه با وجود خورشيد و نور ممكن است، زيرا هر چيزى با وجود ضدش شناخته مى‌شود. «ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا»

8- حركت هستى و عملكرد طبيعت، عمل خداست. «مَدَّ- جَعَلْنَا- قبضنا»

9- همان گونه كه آفرينش جهان به تدريج و آرامى و در شش مرحله صورت گرفته است، تغيير آن نيز به تدريج خواهد بود. «قَبْضاً يَسِيراً»

10- گرفتن هيچ چيز براى خدا سخت نيست. «قَبْضاً يَسِيراً»

211 - سوال : بدنبال سوال قبل می فرماید : یا گمان می کنی که اکثر اینها می شنوند یا تعقل می کنند ....

211 - سوال : بدنبال سوال قبل می فرماید : یا گمان می کنی که اکثر اینها می شنوند یا تعقل می کنند .... ؟!!!

أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا «فرقان 44»

آيا گمان مى‌كنى كه اكثر كفّار (حقّ را) مى‌شنوند و (در آن) مى‌انديشند؟ آنان جز مانند چهارپايان نيستند، بلكه گمراه‌ترند. (زيرا ارزش انسان به تعقّل و بينش اوست).

نکته ها

قرآن به هنگام انتقاد از كفّار، كلمه‌ى اكثر را به كار مى‌برد تا حساب آن دسته را كه هدايت مى‌شوند از باقى جدا كند.

سؤال: چرا انسان منحرف از چهارپايان بدتر است؟

پاسخ: 1. حيوان نمى‌تواند بيش از آنچه كه هست رشد كند، ولى انسان مى‌تواند و زمينه و امكانات رشد كاملًا براى او فراهم است.

2. حيوان عقل ندارد تا خوب وبد را بفهمد و حقّ و باطل را بشناسد، ولى انسان‌هاى منحرف با داشتن عقل، آن را زير پا گذارده و بر اساس هوس عمل مى‌كنند.

3. حيوان از يك غريزه‌ى ثابت پيروى مى‌كند، ولى انسان منحرف از صدها هوى وهوس.

4. انسان منحرف، هم كج مى‌رود و هم انحراف خود را توجيه مى‌كند.

5. حيوان، نسبت به كسى كه به او محبّت كند رام است، ولى انسان منحرف نسبت به خداى‌ مهربان كفر مى‌ورزد و بسيار ناسپاس است.

6. حيوانات، تسبيح آگاهانه دارند؛ «كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ» «نور . 41» امّا انسان‌هاى منحرف، اهل ذكر و تسبيح نيستند و از خدا غافل‌اند.

 7. حيوانات، استحقاق عذاب الهى را ندارند، ولى انسان منحرف به قهر او گرفتار خواهد شد.

پیام ها

1- انسان براى هدايت خود بايد به رهنمودهاى پيامبر درونى، (عقل) و پيامبر بيرونى گوش فرا دهد. «أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ»

2- كفر ونپذيرفتن دعوت انبيا، بى‌خردى است. «أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ»

3- انسان كه خليفه‌ى خدا مى‌باشد، با ناديده گرفتن فطرت خود از حيوان نيز پست‌تر مى‌شود. «إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا»

210- سوال : آیا میبینی کسی که غیر خدا را معبود قرار داده .... ؟!!!

210- سوال : آیا میبینی کسی که غیر خدا را معبود قرار داده .... ؟!!!

أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ أَ فَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا «فرقان 43»

آيا كسى كه هواى نفس خود را معبود خود قرار داده است ديده‌اى؟ آيا تو مى‌توانى وكيل او باشى (و به دفاع از او برخيزى و او را هدايت كنى)؟

نکته ها

به هر معبودى غير از حقّ، هوى گفته مى‌شود.

هوى‌پرستى از نظر قرآن و روايات:

هواپرستى، سرچشمه غفلت است. «وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ» «كهف، 28»هواپرستى، سرچشمه‌ى كفر است. «مَنْ لا يُؤْمِنُ بِها وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَتَرْدى‌» «طه، 16»هواپرستى، بدترين انحراف است. «وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ» «قصص، 50»هواپرستى، مانع قضاوت عادلانه است. «فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى‌» «ص، 26»هواپرستى، سرچشمه‌ى فساد است. «لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْواءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ» «مؤمنون، 71»
روایات :
هواپرستى، سرچشمه‌ى غصّه‌هاست.
هواپرست، ايمان ندارد.
هواپرست، بى عقل است.
آغاز فتنه‌ها پيروى از هوسها و ايجاد بدعت‌ها مى‌باشد.
هوا وهوسها انسان را كر وكور كرده وقدرت تشخيص حقّ از باطل را مى‌گيرد.
شجاع‌ترين مردم كسانى هستند كه بر هوس‌هاى خود غلبه كنند.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: هوى را بدان سبب هوى‌ ناميده‌اند كه صاحب خود را فرو مى‌افكند.

پیام ها

1- ريشه‌ى بت‌پرستى، هواپرستى است. «صبرنا على آلهتنا- اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ»

2- خداجويى در فطرت هر انسانى وجود دارد، لكن او در مصداق و يافتن حقّ گرفتار اشتباه مى‌شود. «اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ»

3- انبيا مسئوليّتى در هدايت اجبارى هواپرستان ندارند. «أَ فَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا»

 4- انسان داراى اختيار است. «أَ فَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا»

5- تربيت و ايمان بايد بدون اجبار و اكراه باشد. «أَ فَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا»

209- سوال :  آيا شما بندگان مرا گمراه كرديد، يا خودشان راه را گم كردند؟

209- سوال :  آيا شما بندگان مرا گمراه كرديد، يا خودشان راه را گم كردند؟

وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَقُولُ أَ أَنْتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبادِي هؤُلاءِ أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ «فرقان 17»

(و ياد كن) روزى كه خداوند مشركان و آن‌چه را به جاى خدا مى‌پرستيدند (در يك جا) محشور كند، پس (به معبودهاى آنان) گويد: آيا شما بندگان مرا گمراه كرديد، يا خودشان راه را گم كردند؟

نکته ها

در قرآن، عوامل گمراهى و انحراف چنين معرّفى شده‌اند:

1. رفيق بد. «لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ» «فرقان، 29»، دوست بد مرا گمراه كرد.

2. هوى‌ و هوس. «وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى‌ فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ» «ص، 26»، از هوسهاى خود پيروى نكن، زيرا تو را از راه خدا منحرف مى‌كند.

3. دانشمندان منحرف. «يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ» «بقره، 79»، مطالبى را با دست خود مى‌نويسند و مى‌گويند اين از طرف خداوند است.

4. رهبران گمراه. «وَ أَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَهُ» « طه، 79 »، فرعون قوم خود را گمراه كرد.

5. شيطان. «إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ» «قصص، 25»، قطعاً شيطان دشمن گمراه كننده آشكارى است.

6. اكثريّت گمراه. «وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ» «انعام، 116»، اگر از اكثريّت كسانى كه در زمين هستند پيروى نمائى، تو را از راه خدا منحرف مى‌كنند.

7. والدين گمراه. إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا ... وَ إِنَّا عَلى‌ آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ‌ «زخرف، 23»، همانا ما والدين خود را بت‌پرست يافتيم و به آنان اقتدا كرديم.

انگيزه‌هاى سؤال يكسان نيست:

الف: گاهى سؤال براى فهميدن است. «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ» «نحل، 43 و انبياء، 7»

ب: گاهى سؤال براى توبيخ ديگران است. «أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ» «مائده، 116» خداوند براى توبيخ طرفداران حضرت عيسى عليه السلام او را مورد عتاب قرار مى‌دهد كه آيا تو به مردم گفتى علاوه بر «اللّه»، من و مادرم را دو خداى ديگر بگيريد؟

ج: گاهى سؤال براى توبيخ شخص است. «أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ»

پیام ها

1- در قيامت از مشركان ومعبودهاى آنان بازخواست مى‌شود. يَحْشُرُهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَقُولُ‌ ...

2- در قيامت، غير از انسان موجودات ديگرى نيز مبعوث خواهند شد، مانند بت‌ها. «وَ ما يَعْبُدُونَ»

3- در قيامت، همه چيز شعور پيدا مى‌كند و مخاطب قرار مى‌گيرد. «أَ أَنْتُمْ»

4- خداپرستى، در فطرت همه‌ى انسان‌ها وجود دارد و انحراف بشر عارضى است. أَ أَنْتُمْ أَضْلَلْتُمْ‌ ... أَمْ هُمْ ضَلُّوا (كلمه‌ى‌ «السَّبِيلَ» نيز نشانه‌ى آن است كه راه معهود، همان راه طبيعى و فطرى است.)

208 - سوال : آیا این عقابها بهتر یا اون بهشت جاودانی که به متقین وعده داده شده ؟

208 - سوال : آیا این عقابها بهتر یا اون بهشت جاودانی که به متقین وعده داده شده ؟

قُلْ أَ ذلِكَ خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ كانَتْ لَهُمْ جَزاءً وَ مَصِيراً «فرقان 15»

(اى پيامبر!) به مردم بگو: آيا اين (ذلّت و عذاب) بهتر است يا بهشت جاودانى كه به پرهيزكاران وعده داده شده و سزا و سرانجام آنان است؟

سپس روی سخن را به پیامبر صلّی اللّه علیه و آله کرده دستور می‌دهد آنها را به یک داوری دعوت کند .
 اكثر مفسران گفته‌اند: معنى آيه آنكه اى پيغمبر بگو به مشركان بر سبيل تهكم و توبيخ که جهنم بهتر است یا بهشت ....
و استفهام‌ تقريري‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌هر‌ كس‌ اندك‌ شعوري‌ داشته‌ ‌باشد‌ درك‌ مي‌كند ‌حتي‌ اطفال‌ خردسال‌، ‌حتي‌ حيوانات‌ ‌اگر‌ مقابل‌ ‌آنها‌ بهشت‌ و جهنم‌ ‌را‌ نشان‌ دهند ‌از‌ جهنم‌ فرار مي‌كنند و رو ‌به‌ بهشت‌ مي‌دوند.

پیام ها

1 - بهشت، جاودانى است. «جَنَّةُ الْخُلْدِ»

2 - وعده‌ى بهشت، قطعى است. «جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ»

207- سوال : آيا در دل‌هايشان بيمارى است، يا دچار شك شده‌اند، يا بيم آن دارند كه خداوند و پيامبرش حقّ

207- سوال : آيا در دل‌هايشان بيمارى است، يا دچار شك شده‌اند، يا بيم آن دارند كه خداوند و پيامبرش حقّى از آنان ضايع كنند؟

أَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتابُوا أَمْ يَخافُونَ أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ رَسُولُهُ بَلْ أُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ «نور 50»

آيا در دل‌هايشان بيمارى است، يا دچار شك شده‌اند، يا بيم آن دارند كه خداوند و پيامبرش حقّى از آنان ضايع كنند؟ (نه)، بلكه آنان خود ستمگرند.

نکته ها

كلمه‌ى «حيف» به معناى خروج از اعتدال، از روى ظلم و جور است.

طبیعی است شخصی که در پذیرش یک آیین مردد است تسلیم لوازم آن نخواهد بود.

یا این که اگر نه آن است و نه این و از مؤمنانند «آیا به راستی می‌ترسیدند که خدا و رسولش بر آنها ظلم و ستم کند»؟! 
در حالی که این تناقض آشکاری است کسی که پیامبر اسلام صلّی اللّه علیه و آله را فرستاده خدا و بیانگر رسالت او می‌داند و حکمش را حکم خدا می‌شمرد ممکن نیست احتمال ظلم و ستم در باره او دهد، مگر امکان دارد خدا به کسی ستم کند؟ مگر ظلم زاییده جهل یا نیاز یا خود خواهی نیست؟ ساحت مقدس خداوند از همه اینها پاک است.

بلکه در واقع خود اینها ظالم و نمی‌خواهند به حق خودشان قانع باشند، و چون می‌دانند پیامبر اسلام صلّی اللّه علیه و آله چیزی از حق دیگران به آنها نخواهد داد تسلیم داوری او نمی‌شوند.
 
پیام ها

1- بى‌ايمانى، يك مرض روحى است. وَ ما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ‌ ... أَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ‌

2- دليل اعراض از داورى پيامبر سه چيز است: بيمارى‌هاى روحى، ترديد و سوءظن. «أَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتابُوا أَمْ يَخافُونَ أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ»

3- شك و سوءظن به خدا، ظلم است. (ظلم به خود و انبيا) «أُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ»

206- سوال : آیا نمی بینی (نمی دانی )که خداوند ابرها را می آورد و آنها را جمع می کند و متراکم می کند

206- سوال : آیا نمی بینی (نمی دانی )که خداوند ابرها را می آورد و آنها را جمع می کند و متراکم می کند ...؟

أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحاباً ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكاماً فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ وَ يُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ مِنْ جِبالٍ فِيها مِنْ بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَصْرِفُهُ عَنْ مَنْ يَشاءُ يَكادُ سَنا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصارِ «نور 43»

آيا نديدى كه خداوند ابرها را به آرامى مى‌راند. سپس بين آنها پيوند برقرار مى‌كند. آن‌گاه آن را متراكم مى‌سازد. پس مى‌بينى كه باران از ميان آن بيرون مى‌آيد و (همچنين) از آسمان از كوه‌هايى كه در آنجاست، تگرگ فرو مى‌فرستد. پس آن را به هر كس بخواهد مى‌رساند و از هر كس بخواهد باز مى‌دارد. نزديك است درخشندگى برقش، چشم‌ها را كور كند.

نکته ها

«يُزْجِي» به معناى حركت آهسته همراه با دفع است.

كلمه «ركام» به معناى تراكم و «ودق» به معناى باران است. كلمه‌ى‌ «سَنا» به معناى درخشش است و «سنا برق» يعنى درخشش برق.

اگر كسى با هواپيما بالاتر از ابرها پرواز كند، مى‌بيند كه توده‌هاى ابر مثل كوه است و اين از معجزات قرآن است كه 14 قرن قبل فرمود: «يُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ مِنْ جِبالٍ فِيها مِنْ بَرَدٍ» از كوهِ ابر، تگرگ مى‌فرستيم.

پیام ها

1- دقّت در آفرينش، بهترين راه شناخت خدا ومايه‌ى عشق به اوست. أَ لَمْ تَرَ ...

2- تمام حركت‌ها در جهان طبيعت، با قدرت و اراده‌ى الهى و براى هدفى حكيمانه انجام مى‌گيرد. «يُزْجِي‌، يُؤَلِّفُ‌، يَجْعَلُهُ»

3- عوامل طبيعى، مسير تحقّق اراده‌ى خداست، نه به جاى خدا. «يُزْجِي‌، يُؤَلِّفُ‌، يَجْعَلُهُ‌، يُنَزِّلُ»

4- بارش باران و تگرگ و مفيد بودن يا مضرّ بودن آن به اراده خداست. «فَيُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَصْرِفُهُ عَنْ مَنْ يَشاءُ»

205- سوال : آیا نمی بینی ( نمی دانی ) که همه کسانیکه در آسمانها و زمین و پرندگان در حال پرواز خداوند

205- سوال : آیا نمی بینی ( نمی دانی ) که همه کسانیکه در آسمانها و زمین و پرندگان در حال پرواز خداوند را تسبیح میکنند ؟...

أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِما يَفْعَلُونَ «نور 41»

آيا نديدى كه هر كه در آسمان‌ها و زمين است و پرندگان بال گشوده (در حال پرواز) براى خدا تسبيح مى‌گويند، و هر يك نيايش و تسبيح خود را مى‌داند؟ و خداوند به آنچه مى‌كنند، داناست.

وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ «نور 42»

و فرمانروايى آسمان‌ها و زمين، مخصوص خداست. و بازگشت (همه) به سوى اوست.

نکته ها

قرآن، بارها مسأله‌ى تسبيح موجودات و سجده و نماز آنها را با صراحت بيان كرده و فرموده است: شما تسبيح آنها را نمى‌فهميد. «اسراء، 44» از اين آيات به دست مى‌آيد كه علم و شعور، مخصوص انسان‌ها نيست. گرچه بعضى مفسّران تسبيح موجودات هستى را تسبيح تكوينى‌ و زبان حال آفرينش دانسته‌اند، ولى ظاهر آيات بر خلاف اين مطلب است.

خداوند، در اين آيه چند مرتبه به صورت غير مستقيم، به انسان هشدار داده است:

الف: موجودات آسمان و زمين و پرندگان در حال تسبيح هستند. چرا انسان غافل است؟!

ب: تسبيح موجودات، آگاهانه است. چرا انسان در نماز حضور قلب ندارد؟!

ج: پرندگان، هنگام پرواز در هوا در حال تسبيح و نمازند، امّا برخى انسان‌ها هنگام پرواز در آسمان، در حال غفلت و مستى به سر مى‌برند!

در روايات مى‌خوانيم: امام صادق عليه السلام هنگامى كه صداى گنجشكى را شنيد فرمود: اين پرنده مشغول دعا و تسبيح است.

پیام ها

1- تنها به خود نينديشيد، به اطراف خود هم بنگريد و در هستى نيز مطالعه و انديشه كنيد. «أَ لَمْ تَرَ»

2- در ميان موجودات هستى، پرندگان، آن هم در حال پرواز، توجّه خاصّى به خدا دارند. «وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ»

3- همه‌ى موجودات، شعور دارند ونماز و تسبيح آنها، آگاهانه است. «كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ»

4- نماز، در صورتى ارزش دارد كه نمازگزار بداند چه مى‌گويد و چه مى‌كند. «كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ»

5- نماز و تسبيح هر موجودى به صورت خاصّى است. «صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ»

6- خداوند، بر جزئيات تمام اعمال آگاه است. «عَلِيمٌ بِما يَفْعَلُونَ»

7- نظام هستى، هم فرمانروا دارد؛ وَ لِلَّهِ مُلْكُ‌ ... و هم هدفدار است. «وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ»

204- سوال : ...آیا دوست ندارید که خداوند شما را ببخشد ؟

204- سوال : ...آیا دوست ندارید که خداوند شما را ببخشد ؟ ...

وَ لا يَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ مِنْكُمْ وَ السَّعَةِ أَنْ يُؤْتُوا أُولِي الْقُرْبى‌ وَ الْمَساكِينَ وَ الْمُهاجِرِينَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ «نور 22»

صاحبان مال و وسعت از شما نبايد سوگند بخورند كه به نزديكان و مستمندان و مهاجران در راه خدا چيزى ندهند، بلكه بايد عفو و گذشت نمايند و از آنان درگذرند. آيا دوست نداريد كه خداوند شما را ببخشد؟ و خداوند آمرزنده و مهربان است.

نکته ها

كلمه‌ى‌ «يَأْتَلِ» از ريشه «الو» به معناى كوتاهى كردن و يا از «الى» به معناى سوگند ياد كردن است، همانند «ايلاء» در مباحث فقهى.

«عفو» به معناى بخشيدن است و «صَفح» به معناى ناديده گرفتن كه مرحله بالاتر از عفو است. بعضى گفته‌اند كه «صفح» آن عفوى است كه در آن ملامت نباشد.

در آيات قبل از كسانى كه تهمت مى‌زنند به شدّت انتقاد شد، بعضى از اصحاب سوگند ياد كردند كه به افراد تهمت‌زن هرگز انفاق نكنند، اين آيه مى‌فرمايد: به خاطر لغزشهاى قبل، محرومان را بى‌نصيب نگذاريد. (شأن نزول)

پیام ها

1- مرفّهين در برابر محرومان مسئول هستند. وَ لا يَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ‌ ...

2- مهم‌تر از انفاق، استمرار آن و خسته نشدن از آن و كوتاهى نكردن در آن است. «وَ لا يَأْتَلِ»

3- در انفاق، هم از وسعت مالى و هم از امكانات ديگران استفاده كنيد. أُولُوا الْفَضْلِ‌ ... وَ السَّعَةِ

4- در كمك كردن، بستگان اولويّت دارند. «أُولِي الْقُرْبى‌»

5- در پيمودن مراحل كمال، بلند همّت باشيد وبه حداقل اكتفا نكنيد. ابتدا كلمه‌ى «عفو» آمده، در مرحله‌ى بالاتر «صفح» آمده است. «وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا»

6- كسى كه ديگران را ببخشد، به بخشش الهى نزديكتر است. (عفو و گذشت‌ وسيله‌ى جلب مغفرت الهى است) «أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ»

7- هدف از عفو و گذشت ديگران، كسب مغفرت خدا باشد، نه چيز ديگر. «أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ»

8- در شيوه‌ى تبليغ، از احساسات وعواطف مردم كمك بگيريم. «أَ لا تُحِبُّونَ»

9- رهبران دينى بايد مردم را به انفاق و عفو و گذشت تشويق كنند. (تمام آيه)

203- سوال : آیا گمان  کردید ما شما را بیهوده آفریده ایم ؟

203- سوال : آیا گمان  کردید ما شما را بیهوده آفریده ایم ؟

أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ «مومنون 115»

پس آيا گمان مى‌كنيد كه ما شما را بيهوده آفريده‌ايم، و شما به سوى ما بازگردانده نمى‌شويد؟

نکته ها

قرآن براى آفرينش انسان اهدافى را بيان كرده است از جمله:

1. عبادت. «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» «ذاريات، 56» من جن و انس را نيافريدم جز براى اين‌كه عبادتم كنند (و از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند).

2. آزمايش. «خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» «ملك، 2» (خداوند) مرگ و حيات را آفريد تا شما را بيازمايد، كه كدام يك از شما بهتر عمل مى‌كنيد.

3. براى دريافت رحمت الهى. «إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ» «هود، 119» مگر كسى كه پروردگارت به او رحم كند و (خداوند) براى همين (رحمت) مردم را آفريد.

حضرت على عليه السلام فرمود: «رحم الله امرء عرف قدره» خداوند رحمت كند كسى را كه ارزش‌ و اعتبار خود را بشناسد. و بداند از كجا آمده، اكنون در كجاست وسپس به كجا مى‌رود.

امام حسين عليه السلام فرمود: «ان الله ما خلق العباد الا ليعرفوه فاذا عرفوه عبدوه فاذا عبدوه استغنوا بعبادته عن عبادة من سواه» خداوند متعال بندگانش را نيافريده است مگر براى اين كه او را بشناسند، آن گاه كه او را شناختند، عبادتش كنند و چون خدا را عبادت كردند، با پرستش و عبادت او از پرستش غير او بى‌نياز شوند.

حضرت على عليه السلام فرمود: «الدنيا خلقت لغيرها و لم تخلق لنفسها» دنيا براى ديگرى آفريده شده و براى خود آفريده نشده است. (دنيا وسيله‌اى است براى رسيدن به آخرت)

آرى، كسانى كه همه‌ى هدف‌هاى خود را در درون دنيا جستجو مى‌كنند، زمين‌گرا و زمين‌گير مى‌شوند. چنانكه در آيه‌ى 176 سوره اعراف آمده است: «أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ»

هر دم از عمر گرامى هست گنج بى‌بدل‌

مى‌رود گنجى چنين هرلحظه بر باد آه آه‌

پیام ها

1- آفرينش انسان، هدفدار است. «أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً»

2- همه‌ى محاسبات انسان، واقع بينانه نيست. «أَ فَحَسِبْتُمْ»

3- در كار خداوند عبث و بيهودگى راه ندارد. أَ فَحَسِبْتُمْ‌ ... عَبَثاً

4- زندگى دنيا بدون آخرت، بيهوده ولغو است. «عَبَثاً»
 
5- انسان مسئول و متعهّد است. (بايد خود را براى پاسخ گويى در قيامت آماده كنيم). أَ فَحَسِبْتُمْ‌ ... لا تُرْجَعُونَ‌

6- هدف آفرينش انسان، در اين جهان خلاصه نمى‌شود. أَ فَحَسِبْتُمْ‌ ... لا تُرْجَعُونَ‌

202- سوال : ...چقدر در زمین زندگی کردید ؟ ...

202- سوال : ...چقدر در زمین زندگی کردید ؟ ...

إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِما صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفائِزُونَ «مومنون 111»

من امروز به خاطر آن كه (مؤمنان در برابر تمسخر و خنده‌ى شما) صبر كردند، به آنان پاداش دادم كه ايشانند رستگاران.

قالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ «112»

(خداوند) از آنان مى‌پرسد: شما در زمين چقدر مانديد؟

قالُوا لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَسْئَلِ الْعادِّينَ «113»

مى‌گويند: يك روز يا بخشى از يك روز، پس از شمارشگران بپرس.

قالَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا لَوْ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ «114»

مى‌گويد: اگر آگاهى داشتيد مى‌دانستيد كه جز اندكى درنگ نكرده‌ايد.

نکته ها

كلمه «فوز» به معناى رسيدن به مقصود است.

در قيامت از مردم سؤال مى‌شود: شما چه مدّتى در دنيا اقامت داشتيد؟ «كَمْ لَبِثْتُمْ» اين سؤال چندين بار در قرآن مطرح شده وهركس طبق پندار خود پاسخى مى‌دهد از جمله:

ما به مقدار ساعتى از يك روز، در دنيا مانديم. «ساعَةً مِنْ نَهارٍ» «احقاف، 35» يك شامگاه، يا يك صبح. «عَشِيَّةً أَوْ ضُحاها» «نازعات، 46» يك روز يا قسمتى از يك روز. «يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ» «مومنون 113»

ممكن است مراد از «كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ» مدّت توقّف در قبر و عالم برزخ باشد.

پیام ها

1- پاداش صابران، از طرف خود خداوند است. «إِنِّي جَزَيْتُهُمُ» (صبر در برابر اذيّت‌ها، نيش‌ها و تمسخرها پاداش بزرگى دارد)

2- رستگارى در سايه‌ى استقامت است. «أَنَّهُمْ هُمُ الْفائِزُونَ»

3- در قيامت تنها گروه رستگار صابرانند. «أَنَّهُمْ هُمُ الْفائِزُونَ»

صبر وظفر هر دو دوستان قديمند

بر اثر صبر نوبت ظفر آيد

4- حسرت بزرگ آن است كه انسان براى لذّت و راحتى چند روزه، دوزخ و عذاب هميشگى را خريدارى كند. «لَبِثْنا يَوْماً»

5- به مهلت روزگار مغرور نشويد، كه مدّتى بسيار اندك است. «يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ»

6- همه‌ى عمر دنيا نسبت به ابديّت اندك است. «يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ»

7- برخى از فرشتگان، مأمور شمارش و آمار ايّام هستند. «فَسْئَلِ الْعادِّينَ»

201- سوال : ... آیا شما نبودید که آیات را تکذیب می کردید !؟

201- سوال : ... آیا شما نبودید که آیات را تکذیب می کردید !؟

تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَ هُمْ فِيها كالِحُونَ «مومنون 104»

آتش، صورت آنها را مى‌سوزاند و آنان در دوزخ چهره‌اى (زشت و) عبوس دارند. (با لب‌هايى وارونه و دندان‌هايى آشكار).

أَ لَمْ تَكُنْ آياتِي تُتْلى‌ عَلَيْكُمْ فَكُنْتُمْ بِها تُكَذِّبُونَ «105»

(به آنان گفته مى‌شود:) آيا آيات من بر شما خوانده نمى‌شد، پس آنها را دروغ مى‌شمرديد؟

نکته ها

«لفح» به معناى سوزاندن چهره و «كلح» به معناى برگشتن لب وآشكار شدن دندان‌هاست.

پیام ها

1- آتش هر لحظه و پيوسته صورت‌هاى دوزخيان را مى‌سوزاند. ( «تَلْفَحُ» فعل مضارع و رمز استمرار است)

2- كفّار در دوزخ، هم عذاب جسمى دارند، «تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ» و هم توبيخ و عذاب روحى. أَ لَمْ تَكُنْ‌ ...

3- تغيير صورت توسّط آتش، مايه‌ى تحقير گنهكاران مى‌گردد. «كالِحُونَ»

4- عذاب خداوند بعد از اتمام حجّت است. تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ‌ ... أَ لَمْ تَكُنْ آياتِي تُتْلى‌

5- اصرار بر تكذيب، اساسى‌ترين رمز رفتن به دوزخ است. «فَكُنْتُمْ بِها تُكَذِّبُونَ»

200- سوال : تسلط بر همه چیز با کیست ؟

200- سوال : تسلط بر همه چیز با کیست ؟

قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْ‌ءٍ وَ هُوَ يُجِيرُ وَ لا يُجارُ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ «مومنون 88»

بگو: اگر مى‌دانيد (بگوييد) فرمانروايى همه‌ى موجودات به دست كيست؟

او كه (به همه) پناه مى‌دهد، ولى هيچ كس در برابر او پناه ندارد.

سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ «89» بَلْ أَتَيْناهُمْ بِالْحَقِّ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ «90»

به زودى خواهند گفت: (حكومت بر همه چيز) براى خداست. بگو: پس چگونه (مى‌گوييد پيامبر شما را سحر كرده و) شما مسحور او شده‌ايد؟

(ما آنان را سحر نمى‌كنيم) بلكه حقّ را براى آنان آورديم، وقطعاً آنان دروغ مى‌گويند.

نکته ها

قرآن در سوره‌ى يس مى‌فرمايد : «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْ‌ءٍ» «يس، 82- 83» هر گاه خداوند چيزى را اراده كند، فرمان مى‌دهد و آن، آفريده مى‌شود؛ پس منزّه است خداوندى كه ملكوت همه چيز به دست اوست. (بنابراين كلمه‌ى ملكوت به معناى قدرت مطلقه بر هستى است)

كلمات‌ «يُجِيرُ» و «يُجارُ» از ريشه‌ى «جوار» به معناى همسايگى است. از آنجا كه يكى از حقوق همسايگى، حمايت از همسايه در برابر سوءقصد ديگران است، لذا اين كلمه به معناى پناه دادن و حمايت كردن بكار مى‌رود. 

مراد از حقّ در آيه‌ «أَتَيْناهُمْ بِالْحَقِّ» يا معاد است يا قرآن، يا منطق واستدلال توحيدى.

پیام ها

1- نحوه‌ى گفتگو با مخالفان را از قرآن بياموزيم. «قُلْ»

2- در شيوه‌ى تبليغ، از فطرت‌هاى سالم و باورهاى صحيح مردم، در راه رشد و هدايت آنان كمك بگيريم. قُلْ مَنْ بِيَدِهِ‌ ...

3- مالكيّت خداوند گسترده و همه جانبه است. «مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْ‌ءٍ»

4- پناه دادن خداوند، دائمى، مطلق و انحصارى است. «وَ هُوَ يُجِيرُ»

5- در برابر قهر خداوند، هيچ پناهگاهى نيست. «وَ لا يُجارُ عَلَيْهِ»

6- حاكميّت مطلقه خداوندرا تنها عالمان در مى‌يابند. «إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ»

7- در برابر عقايد انحرافى ديگران، موضع روشنى بگيريد. «بَلْ أَتَيْناهُمْ بِالْحَقِّ»

8- كارهاى خداوند، حقّ و حكيمانه است. «بِالْحَقِّ»

199 - چند سوال : زمین و آنچه در آن است برای کیست ؟

199 - چند سوال : زمین و آنچه در آن است برای کیست ؟


قُلْ لِمَنِ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيها إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ «مومنون 84»

(به اين كفّار) بگو: اگر شما علم داريد، (بگوييد) زمين وكسانى كه در آن زندگى مى‌كنند از كيست؟

سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ «85»

آنان خواهند گفت: براى خداست بگو: پس آيا متذكّر نمى‌شويد؟

قُلْ مَنْ رَبُّ السَّماواتِ السَّبْعِ وَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ «86»

بگو: پروردگار آسمان‌هاى هفتگانه و پروردگار عرش بزرگ كيست؟

سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ «87»

(باز هم) خواهند گفت: براى خداست، بگو: آيا پروا نمى‌كنيد؟

 از آنجا که کفار و مشرکان بیش از همه ، از مسأله معاد وحشت داشتند و به همین دلیل با انواع بهانه‌ها و لطائف الحیل می‌خواستند شانه از زیر بار آن خالی کنند، قرآن نیز مشروحا و بطور مؤکد از معاد سخن می‌گوید.

و جالب این که در هر مورد از خود مشرکان اعتراف می‌گیرد و سخن آنها را به خودشان باز می‌گرداند


نکته ها

«رَبُّ» به مالكى گفته مى‌شود كه درصدد حفظ وتدبير ملك خود باشد.

«عرش» مركز فرماندهى خداوند و غير از آسمان‌هاى هفتگانه است.

پیام ها

1- ريشه‌ى شرك، جهل و غفلت است. لِمَنِ الْأَرْضُ‌ ... إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ‌

2- يكى از شيوه‌هاى تبليغ، طرح سؤال است. «لِمَنِ الْأَرْضُ» 
3- علم مفيد آن است كه انسان را خداشناس كند. لِمَنِ الْأَرْضُ‌ ... إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ‌

4- هر انسان آگاهى مى‌داند كه زمين و همه‌ى كسانى كه در آن هستند، بى‌صاحب و بى‌حساب نيست. «سَيَقُولُونَ لِلَّهِ»

5- وجدان، بهترين داور است. «سَيَقُولُونَ لِلَّهِ»

6- از گفتار و پاسخ خود مردم، سند موعظه واستدلال بگيريد. «قُلْ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ»

7- آسمان‌هاى هفتگانه و تمام هستى، تحت تدبير اوست. رَبُّ السَّماواتِ‌ ...

198 - سوال : ... آیا اندیشه نمی کنید ؟

198 - سوال : ... آیا اندیشه نمی کنید ؟


وَ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا ما تَشْكُرُونَ «78»

و اوست كه براى شما گوش و چشم‌ها و دل‌ها آفريد، چه اندك سپاسگزاريد.

وَ هُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الْأَرْضِ وَ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ «79»

و اوست كه شما را در زمين آفريد و به سوى او محشور مى‌شويد.

وَ هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ لَهُ اخْتِلافُ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ «مومنون 80»

و اوست كه زنده مى‌كند و مى‌ميراند؛ و رفت و آمد شب و روز براى اوست، پس آيا نمى‌انديشيد؟

پیام ها

1- راه‌هاى شناخت، از بزرگ‌ترين نعمت‌هاى الهى‌اند. أَنْشَأَ لَكُمُ السَّمْعَ‌ ...

2- راه شناخت، در محسوسات منحصر نيست، بلكه دل نيز ابزار شناخت است. «السَّمْعَ‌ و الْأَفْئِدَةَ»

3- شكر مُنعم واجب است و كسى كه از نعمت‌ها درست استفاده نكند، ناسپاس و مورد توبيخ است. «قَلِيلًا ما تَشْكُرُونَ»

4- ياد نعمت‌هاى الهى، زمينه‌ى شناخت و شكر است. «تَشْكُرُونَ»

5- آفرينش انسان، هدفدار است. «ذَرَأَكُمْ‌- وَ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ»

6- انديشه و تعقّل، انسان را به توحيد مى‌رساند. وَ هُوَ الَّذِي‌ ... أَ فَلا تَعْقِلُونَ‌

197 - سوال : آیا در این سخن اندیشه نمی کنند ؟...

197 - سوال : آیا در این سخن اندیشه نمی کنند ؟...

أَ فَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جاءَهُمْ ما لَمْ يَأْتِ آباءَهُمُ الْأَوَّلِينَ «مومنون 68»

آيا آنها در اين گفتار (قرآن) نينديشيدند، يا مطالبى براى آنان آمده كه براى نياكانشان نيامده است؟ (لذا قبول حرف تازه براى آنان سخت است).

أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ «69»

يا اين كه پيامبرشان را نشناختند (و از سوابق او آگاه نيستند) پس براى همين او را انكار مى‌كنند؟

أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جاءَهُمْ بِالْحَقِّ وَ أَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كارِهُونَ «70»

يا مى‌گويند: او جنون دارد؟ (چنين نيست) بلكه او حقّ را براى آنان آورده امّا بيشترشان از پذيرش حقّ كراهت دارند.

بهانه‌های رنگارنگ منکران 
در تعقیب آیات گذشته که سخن از اعراض و استکبار کفار در برابر پیامبر اسلام صلّی اللّه علیه و آله بود در اینجا از بهانه‌هایی که ممکن است آنها برای خود در این زمینه بتراشند و پاسخ دندانشکن آن سخن می‌گوید، ضمنا علل واقعی اعراض آنها را نیز شرح می‌دهد

پیام ها

1- نخستين عامل بدبختى مردم، تعطيل كردن انديشه و تفكّر است. «أَ فَلَمْ يَدَّبَّرُوا»

2- قرآن، كتاب تدبّر و انديشه است. (نه فقط تلاوت وتجويد و ...، و هركس در آن تدبّر كند، حقّانيّت آن را مى‌فهمد) «أَ فَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ»

3- خداوند در تمام دوران‌ها نداى خود را به مردم رسانده و اساس اديان آسمانى يكى است. «أَمْ جاءَهُمْ ما لَمْ يَأْتِ»

4- در تبليغ و دعوت، تمام راه‌هاى بهانه جويى را براى مخالفان حقّ مسدود كنيد. «أَمْ جاءَهُمْ ما لَمْ يَأْتِ»، «أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا»

5- پيامبر بايد در ميان مردم (به خوبى) شناخته شده باشد تا بهانه‌اى براى انكار نباشد. «أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ»

6- گرچه انسان در برابر سخن تازه عكس العمل نشان مى‌دهد، ولى نزول وحى تازگى ندارد. «أَمْ جاءَهُمْ ما لَمْ يَأْتِ آباءَهُمُ الْأَوَّلِينَ»

7- دشمنان دين، براى حفظ مرام خود، شخصيّت مردان خدا را خدشه دار مى‌كنند. «أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ»

8- حقّ بايد مطرح شود، اگر چه اكثريّت ناراحت شوند. «بَلْ جاءَهُمْ بِالْحَقِّ وَ أَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كارِهُونَ»

9- بعضى كفّار، فطرت سالم دارند و حقّ را مى‌پذيرند. «أَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كارِهُونَ»

196- سوال : .... آیا گمان می کنند که این کمک دادن ما بوسیله  مال و فرزند سرعت بخشیدن ما به نیکویی ها

196- سوال : .... آیا گمان می کنند که این کمک دادن ما بوسیله  مال و فرزند سرعت بخشیدن ما به نیکویی ها برای انهاست ؟! ...


فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّى حِينٍ «مومنون 54» أَ يَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنِينَ «55» نُسارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْراتِ بَلْ لا يَشْعُرُونَ «مومنون 56»

پس آنان را تا مدّتى (كه مرگشان فرا رسد يا به عذاب خدا مبتلا شوند) در ورطه‌ى جهل و غفلت رها كن. آيا گمان مى‌كنند كه آنچه از مال وفرزند به آنان مدد مى‌كنيم (براى اين است كه) شتاب مى‌كنيم كه خيرهايى به آنان برسانيم؟ (هرگز چنين نيست) بلكه آنان نمى‌فهمند (كه مال و فرزند وسيله‌ى امتحان آنهاست).

نکته ها

كلمه‌ى «غمرة» به معناى غرقاب و مراد در اينجا غرق شدن اهل مكّه در جمود و تعصّب بت‌پرستى است.

پیام ها

1- بدترين نوع گمراهى آن است كه خدا انسان را به حال خود واگذارد. «فَذَرْهُمْ»

2- اختلاف و تفرقه، ورطه‌ى هلاكت و مايه‌ى قهر و غضب خدا و رسول است.

فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ‌ ... فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ‌

3- گودال بدبختى انسان را خود او حفر مى‌كند. «غَمْرَتِهِمْ»

4- منحرفان تفرقه‌جو، مهلت زيادى ندارند وقهر الهى در انتظارشان است. «حَتَّى حِينٍ»

5- مرفّهين ثروتمند، تحليل‌ناروا دارند. رفاه، امكانات وفرزند پسر، سبب فريفته شدن آنان به خود واحساس محبوبيّت نزد خدا شده است. يَحْسَبُونَ‌ ...

6- ارزيابى تنها بر مبناى مال وفرزند، نشانه‌ى بى‌شعورى است. «بَلْ لا يَشْعُرُونَ»

195- سوال : ... آیا خبری بدتر را به شما بدهم ؟...

195- سوال : ... آیا خبری بدتر را به شما بدهم ؟...

وَ إِذا تُتْلى‌ عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ تَعْرِفُ فِي وُجُوهِ الَّذِينَ كَفَرُوا الْمُنْكَرَ يَكادُونَ يَسْطُونَ بِالَّذِينَ يَتْلُونَ عَلَيْهِمْ آياتِنا قُلْ أَ فَأُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذلِكُمُ النَّارُ وَعَدَهَا اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ «حج 72»

و هنگامى كه آيات روشن ما بر آنان خوانده مى‌شود، در چهره‌ى كسانى كه كفر ورزيدند ترش روئى و خشم را مى‌شناسى (به گونه‌اى كه) نزديك است به كسانى كه آيات ما را بر آنان مى‌خوانند حمله كنند، (به آنان) بگو:

آيا شما را به چيزى بدتر از اين خبر دهم؟ آتشى كه خداوند به كافران وعده داده است، و چه بد سرانجامى است.

نکته ها

كلمه‌ى‌ «يَسْطُونَ» از «سطو» به معناى حمله و تهاجم است.

در مبارزه ميان كفر وايمان، لبه تيز حمله‌هاى كافران، روى مراكز وشخصيت‌هاى معنوى و فرهنگى متمركز است، آنان گاهى مراكز عبادت را هدف قرار مى‌دهند كه در آيه‌ى 40 همين سوره خوانديم: «لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ» وگاهى بدنبال حمله به مبلّغان ومروّجان دين يا مستمعين آنان هستند. «يَسْطُونَ بِالَّذِينَ يَتْلُونَ»

پیام ها

1- كافران هميشه حالت انكار دارند. إِذا تُتْلى‌ ... تَعْرِفُ فِي وُجُوهِ الَّذِينَ كَفَرُوا الْمُنْكَرَ

2- خداوند با كافران اتمام حجّت مى‌كند. «تُتْلى‌ عَلَيْهِمْ»

3- حجّت و استدلال بايد روشن باشد. «بَيِّناتٍ»

4- بغض و كينه‌ى كافران پوشيده نمى‌ماند. «تَعْرِفُ‌- يَسْطُونَ»

5- انكار قلبى و روحى در جسم اثر مى‌گذارد. «فِي وُجُوهِ»

6- كسى كه برهان ندارد، به حمله و يورش تمسّك مى‌جويد. «يَسْطُونَ» (توسّل به زور نشانه‌ى عجز در منطق است)

7- مبلّغان يا گروندگان به دين، خود را براى حمله‌ى مخالفان آماده كنند. «يَسْطُونَ بِالَّذِينَ يَتْلُونَ»

8- تبليغات روشنگر دينى، آتش تندى است به جان كافران. «بِشَرٍّ مِنْ ذلِكُمُ النَّارُ»

9- در انذار و تهديد افراد لجوج، از دوزخ ياد كنيد. «النَّارُ»

194 - سوال : آیا نمی دانی که خدا به آنچه در آسمان و زمین هست داناست ؟

194 - سوال : آیا نمی دانی که خدا به آنچه در آسمان و زمین هست داناست ؟


أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّ ذلِكَ فِي كِتابٍ إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ «حج 70»

آيا نمى‌دانى كه خداوند آنچه را در زمين وآسمان است مى‌داند؟ همه‌ى اينها در كتاب (ثبت) است واين بر خداوند آسان است.

از آنجا که قضاوت و داوری در قیامت نسبت به اختلافات و اعمال بندگان نیاز به علم و آگاهی وسیعی به همه آنها دارد، در این آیه اشاره به علم بی‌پایان خدا کرده.
آری کتاب علم بی‌پایان خداوند، کتاب عالم هستی و جهان علت و معلول، جهانی که چیزی در آن گم نمی‌شود و نابود نمی‌گردد.
 چرا که همگی موجودات با تمامی خصوصیاتشان نزد او حضور دارند.

پیام ها

1- علم خداوند نسبت به تمام هستى يكسان است. «يَعْلَمُ ما فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِ»

2- علم خداوند در كتابى ثبت است. «فِي كِتابٍ» (يا اعمالى كه شما انجام مى‌دهيد كه در دو آيه قبل به آن اشاره شد، در كتاب ثبت است)

3- احاطه‌ى علمى خداوند بر همه‌ى امور و ثبت آن در كتابى مخصوص، براى او آسان است. «عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ»

193 - سوال  : آیا نمی بینی ( نمی دانی ) که خداوند آنچه در زمین است و کشتی در دریا را در تسخیر شما قر

193 - سوال  : آیا نمی بینی ( نمی دانی ) که خداوند آنچه در زمین است و کشتی در دریا را در تسخیر شما قرار داده است ؟...

أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ وَ الْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَ يُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ «حج 65»

آيا نديدى كه خداوند آنچه را در زمين است و نيز كشتى‌هايى كه به امر او در دريا مى‌روند براى شما رام كرده است و آسمان را نگاه داشته تا جز به فرمان او به زمين نيفتد؟ همانا خداوند نسبت به مردم رأفت ورحمت دارد.

نکته ها

مراد از تسخير موجودات آن است كه همه در مسير كام‌گيرى و منافع بشر قرار داده شده، مثلا خورشيد مسخر ماست يعنى از او بهره‌مند مى‌شويم.

نام بردن از كشتى در كنار نعمت‌هاى زمينى به خاطر نقش مهم آن است، همين امروز نيز اگر يك روز كشتى‌ها متوقّف شوند، چرخ اقتصاد دنيا فلج مى‌شود.

پیام ها

1- مطالعه‌ى آفرينش، هم ايمان آفرين است و هم عشق آفرين. «أَ لَمْ تَرَ»

2- تسخير جهان هستى، به اراده‌ى خداست. «أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ»

3- انسان مى‌تواند بر زمين و پديده‌هاى آن غالب شود و حقّ مشروع اوست. «سَخَّرَ لَكُمْ» (انسان شريف‌ترين پديده‌هاى زمين است).

4- سير طبيعت، در مسير اراده‌ى خداوند است. «تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ»

5- آسمان و اجرام آن ساقط شدنى است و خداوند آنها را نگاه داشته است. «يُمْسِكُ»

6- برپائى نظام آفرينش و مصونيّت آن از فروپاشى به حفظ دائمى خداوند نيازمند است. «يُمْسِكُ»

7- قوانين طبيعى، مانع اراده‌ى الهى نيست. «إِلَّا بِإِذْنِهِ»

8- دليل الطاف الهى، رأفت و لطف اوست. «إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ»

رام بودن طبيعت براى انسان، حركت كشتى در دريا و امنيّت زمين از برخورد كرات آسمانى به آن جلوه‌هاى رأفت و رحمت گسترده الهى است. سَخَّرَ لَكُمْ‌ ... تَجْرِي فِي الْبَحْرِ ... يُمْسِكُ السَّماءَ ... لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ‌

9- همه‌ى مردم مورد لطف خداوند هستند. بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ‌ ...

192 - سوال : آیا نمی بینی ( نمی دانی ) که خداوند با آبی که از آسمان نازل کرده زمین را سرسبز نموده اس

192 - سوال : آیا نمی بینی ( نمی دانی ) که خداوند با آبی که از آسمان نازل کرده زمین را سرسبز نموده است ؟...

أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَتُصْبِحُ الْأَرْضُ مُخْضَرَّةً إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ «حج 63»

آيا نديدى كه خداوند از آسمان، آبى فرو فرستاد، آنگاه زمين سرسبز گشت؟ همانا خداوند داراى لطف و آگاهى است.

نشانه‌های خدا در صحنه هستی ! در آیات گذشته، سخن از قدرت بی‌پایان خداوند و حقانیت او بود، در اینجا نشانه‌های مختلفی از این قدرت گسترده و حقانیت مطلقه را بیان می‌کند.

نخست می‌گوید: «آیا ندیدی که خداوند از آسمان آبی فرستاد و زمین (خشکیده و مرده) به واسطه آن سبز و خرّم می‌گردد»؟!
زمینی که آثار حیات از او رخت بر بسته بود و چهره‌ای عبوس و زشت و تیره داشت با نزول قطرات حیات بخش باران، زنده شد و آثار حیات در آن نمایان گشت و لبخند زندگی در چهره او آشکار.

آری «خداوندی (که به سادگی این همه حیات و زندگی می‌آفریند) لطیف و خبیر است»

خداوند به مقتضای لطفش باران را می‌فرستد، و به مقتضای خبیر بودنش اندازه‌ای برای آن قائل است که اگر از حد بگذرد سیل است و ویرانی، و اگر کمتر از حد باشد خشکسالی و پژمردگی و این است معنی لطیف بودن و خبیر بودن خداوند.

پیام ها

1- مطالعه در هستى، زمينه‌ى ايمان به خداست. «أَ لَمْ تَرَ»

2- خداوند در جهان هستى، بر اساس عوامل طبيعى كار مى‌كند. «أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَتُصْبِحُ»

3- آثار و بركات طبيعت از اوست. (اگر باران، زمين و طبيعت مرده را سبز و خرم مى‌كند، اين هم لطف الهى است). «فَتُصْبِحُ‌- إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ»

191 - سوال : آیا در زمین مسافرت نمی کنید ؟...

191 - سوال : آیا در زمین مسافرت نمی کنید ؟...

أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ «حج 46»

آيا آنان در زمين سير نكردند تا دل‌هايى داشته باشند كه با آن حقيقت را درك كنند، يا گوش‌هايى كه با آن حقيقت را بشنوند؟ البتّه چشم‌هاى آنان كور نيست، لكن دل‌هايى كه در سينه دارند نابينا است.

از آنجا که در آیات گذشته، سخن از اقوام ظالم و ستمگری بود که خداوند آنها را به کیفر اعمالشان رسانید و شهر و دیارشان را ویران ساخت، در این آیه تأکید روی این مسئله می نماید .

آری! آثار باستانی و  ویرانه‌های کاخهای ستمگران و مساکن ویران شده جباران و دنیا پرستان که روزی در اوج قدرت می‌زیستند، هر یک در عین خاموشی هزار زبان دارند و با هر زبانی هزاران نکته می‌گویند.


پیام ها

1- سفرهاى علمى و تجربى، كارى ارزشمند و راهى مطلوب براى گسترش شناخت است. «أَ فَلَمْ يَسِيرُوا»

2- زمين و زمان، كلاس درس است و كسانى كه عبرت نمى‌گيرند سزاوار توبيخ هستند. «أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ»

3- گروهى از مردم، نه از پيامبران بيرونى پند مى‌گيرند و نه از عقل كه پيامبر درونى است. «يَعْقِلُونَ بِها»

4- عقل، گوش و چشم از ابزار شناخت است. يَعْقِلُونَ‌ ... آذانٌ‌ ... ابصار

5- بدتر از نابينايى چشم، نابينايى دل است كه با پند گرفتن بينا نمى‌شود. «تَعْمَى الْقُلُوبُ»

آرى، اصرار در لجاجت و دشمنى با حقّ، انسان را مسخ مى‌كند و او را به جايى مى‌رساند كه نه با عقل حقيقت را درك مى‌كند و نه با چشم و گوش.

190- سوال : آیا نمی بینی ( نمی دانی ) که هر که در آسمانها و زمین هستند برای خداوند سجده می کنند و ..

190- سوال : آیا نمی بینی ( نمی دانی ) که هر که در آسمانها و زمین هستند برای خداوند سجده می کنند و ...


أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَ كَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ وَ مَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يَشاءُ « حج 18»

آيا نديدى كه هركه در آسمان‌ها و هركه در زمين است و خورشيد و ماه و ستارگان و كوه‌ها و درختان و جنبندگان و بسيارى از مردم براى خدا سجده مى‌كنند؟ البتّه بسيارى از مردم (به خاطر تكبر و لجاجت) قطعاً گرفتار عذابند، و هر كه را خدا خوار كند، هيچ احترام كننده‌اى براى او نيست، همانا خداوند هر چه را بخواهد انجام مى‌دهد.

پیام ها

1- در آسمان‌ها موجوداتى با شعور هستند. «مَنْ فِي السَّماواتِ» (كلمه‌ى‌ «مَنْ» براى صاحبان شعور است)

2- تمام هستى براى خداوند سجده و خضوع مى‌كند. «يَسْجُدُ» و شعور، مخصوص انسان نيست. «مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ» (اگر بدانيم همه هستى تسليم خدا هستند ما نيز وصله ناهمرنگ نخواهيم بود. شرك و تكبّر مخالف نظام هستى است)

3- انسان انتخابگر است. يَسْجُدُ ... كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَ كَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ‌

4- عذاب‌هاى الهى بر اساس حقّ و عدل است. «حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ»

5- عزّت و ذلّت تنها به دست خداست. «مَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ»

6- در برابر اراده‌ى خداوند، هيچ مانعى وجود ندارد. «يَفْعَلُ ما يَشاءُ»

189- سوال : ....آیا تسلیم می شوید ؟

189- سوال : ....آیا تسلیم می شوید ؟


قُلْ إِنَّما يُوحى‌ إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ «108»

(پس به آنان) بگو: جز اين نيست كه به من وحى مى‌شود كه معبود شما فقط خداى واحد است، پس آيا شما تسليم هستيد؟!

نکته ها

امام رضا عليه السلام در ميان هزاران نفر علاقمند در نيشابور در برابر تقاضاى مردم، حديث قدسى‌ سلسلة الذهب را بيان فرمودند كه توحيد قلعه و دژ الهى است كه هركس در آن قرار گيرد، از هر جهت بيمه است، سپس فرمودند: شرط اين توحيد، پذيرش و تبعيت از امام زنده است.

«كلمة لا اله الا الله حصنى فمن دخل حصنى امن من عذابى و انا من شروطها» 

پیام ها

1- دعوت به توحيد، جلوه‌اى از رحمت الهى است. «رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ‌ قُلْ إِنَّما يُوحى‌»
در واقع در این آیه، سه نکته بنیادی مطرح شده است، نخست این که پایه اصلی رحمت توحید است توحید در اعتقاد، در عمل، توحید در کلمه، توحید صفوف، و توحید در قانون و در همه چیز.

نکته دیگر این که تمام دعوت پیامبر اسلام (ص) در اصل توحید خلاصه می‌شود و توحید روحی است که در کالبد تمام دین دمیده شده.

و آخرین نکته این که: مشکل اصلی تمام جوامع و ملل، آلودگی به شرک در اشکال مختلف و بیرون آمدن از شرک و مظاهر آن و بالا زدن آستین برای شکستن بتها است، نه فقط بتهای سنگی و چوبی، که بتها از هر نوع مخصوصا طاغوتهای انسانی!

188- سوال : ...آیا شما شکرگزار هستید ؟

188- سوال : ...آیا شما شکرگزار هستید ؟

وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ لِتُحْصِنَكُمْ مِنْ بَأْسِكُمْ فَهَلْ أَنْتُمْ شاكِرُونَ «انبیاء 80»

و به او (داود) فن زره سازى براى شما را آموختيم تا شمارا از (خطرات) جنگتان حفظ كند، پس آيا شما شكرگزار هستيد؟!

پیام ها

1- اختراعات، الهاماتى الهى است. «عَلَّمْناهُ»

2- حضرت داود مبتكر صنعت زره سازى است. «عَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ»

3- انبيا نيز اهل كار و فن و حرفه بوده‌اند. «صَنْعَةَ لَبُوسٍ»

4- انبيا مردم را از راههاى طبيعى و عادّى بشرى حفظ مى‌كرده‌اند. «صَنْعَةَ لَبُوسٍ»

5- صنعت بايد در خدمت به مردم باشد، نه در سلطه‌ى مستكبرين وافراد خاص. «لِتُحْصِنَكُمْ»

6- تدارك مقدّمات امور دفاعى امرى لازم و ضرورى است. «لِتُحْصِنَكُمْ»

7- نعمت امنيّت سزاوار شكرگزارى است. لِتُحْصِنَكُمْ‌ ... شاكِرُونَ‌ (امنيّت در سايه صنعت است.) «صَنْعَةَ لَبُوسٍ‌ لِتُحْصِنَكُمْ»

8- همه (از مبتكر و مردم) بايد براى بهره‌مندى از اختراعات و صنايع از خداوند، تشكّر كنند. «شاكِرُونَ»

187 - سوال : ... آیا نمی بینند که ما از اطراف زمین می کاهیم ؟ آیا آنها پیروز خواهند شد ؟!

187 - سوال : ... آیا نمی بینند که ما از اطراف زمین می کاهیم ؟ آیا آنها پیروز خواهند شد ؟!

بَلْ مَتَّعْنا هؤُلاءِ وَ آباءَهُمْ حَتَّى طالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ أَ فَلا يَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها أَ فَهُمُ الْغالِبُونَ «انبیاء 44»

با اين وجود، ما آنها و پدرانشان را (از نعمت‌ها) كامياب ساختيم تا آنجا كه عمرشان طولانى شد (و مايه‌ى غرور وطغيان آنان گرديد). آيا نمى‌بينند كه ما به سراغ زمين آمده (و با مرگ و فنا) از اطراف آن مى‌كاهيم؟ پس آيا ايشان (بر ما) غلبه دارند؟

نکته ها

در اينكه مراد از عبارت‌ «نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها» كم شدن اطراف زمين چيست، معانى مختلفى ذكر شده است:

الف: منظور، مرگ علما وفقدان آنهاست. 

ب: مقصود، انقراض امتها و نابودى ساكنان زمين است.

ج: با گسترش اسلام، از مناطق كفر نشين كاسته مى‌شود.

د: حجم زمين از نظر جغرافيايى روبه نقصان است.

پیام ها

1- طول عمر وكاميابى به اراده خداست وهيچ معبودى درآن نقش ندارد. «مَتَّعْنا»

2- هر كاميابى، براى انسان‌ها و نياكانشان، نشانه‌ى لطف الهى نيست. «بَلْ مَتَّعْنا» (عمر طولانى و كاميابى نياكان، شما را غافل نكند.)

3- خداوند براى عقوبت كافران عجله‌اى ندارد. «مَتَّعْنا»

4- به هر طول عمرى نبايد دل خوش داشت. «حَتَّى طالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ» خداوند، طول عمر كافران را مهلتى براى ازدياد گناهانشان قرار داده است. «إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً» «آل‌عمران، 178»

5- آگاهى از تاريخ ملّت‌ها و تمدّن‌ها و عبرت گرفتن از آن، مورد ستايش است. أَ فَلا يَرَوْنَ‌ ...

6- با مشاهده انقراض پى در پى ملتها، آيا باز هم كفّار، گمان پيروزى دارند؟ «نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها أَ فَهُمُ الْغالِبُونَ»