اين سوره به داستان يهوديان بنى النضير اشاره دارد كه بخاطر نقض پيمانى كه با مسـلمين بسته بودند محكوم به تبعید از  وطن شدند. و نيز به اين قسمت از داستان اشاره دا رد كـه سبب نقض عهدشان اين بود كه منافقان به ايشان وعده دادند كه اگر نقض عهد كنيد ما شـمـا را يـارى مـى كنيم، ولى همين كه ايشان نقض عهد كردند، منافقين به وعدهایى كه داده بودند وفا ننمودند. و در ضمن اين اشارات مطالبى ديگر نيز در اين سوره آمده، و از آن جمله مسأله حكم غنيمت بنى النضير است.

و از آيـات برجسته اين سوره هفت آيه آخر آن است كه خداى سبحان در آنها بندگان خود را دسـتـور مـى دهـد بـه اين كه از طريق مراقبت نفس و محاسبه آن آماده ديدارش شوند، و عظمت كـلام و جـلالت قـدر خـود را در قـالب بـيـان عـظـمت ذات مقدسش، و اسماى حسنى و صفات عـالی اش، بـيـان مـى فـرمـايـد.

به مناسبت کلمه ی«حَشر»که در آیه دوم آمده،آن را«حشر»نام گذاری کرده اند.البتّه مراد از آن،حشر در قیامت نیست،بلکه اجتماع مردم برای کوچ کردن است.

آغاز و انجام این سوره درباره تسبیح همه موجودات هستی برای خداوند است و محتوای آن بیشتر درباره همکاری منافقان با یهودیان مدینه برای توطئه علیه مسلمانان است که قرآن می فرماید:نقشه های آنان به جایی نمی رسد و جز خواری و شکست،چیزی برای آنها به دنبال ندارد.

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ مِنْ دِیارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ ما ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّهِ فَأَتاهُمُ اللّهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی الْأَبْصارِ«2»

اوست آن که کسانی از اهل کتاب را که کفر ورزیدند برای اولین بار از خانه هایشان بیرون راند،با آنکه شما گمان نداشتید که آنان(با داشتن آن همه قدرت،به آسانی)بیرون روند و خودشان گمان می کردند که قلعه ها و حصارهایشان آنان را از قهر خدا مانع خواهد شد،امّا قهر خدا از جایی که گمان نمی کردند بر آنان وارد شد و در دل هایشان ترس و وحشت افکند (به گونه ای که)خانه های خود را با دست خویش و با دست مؤمنان خراب می کردند،پس ای صاحبان بصیرت عبرت بگیرید.

نکته ها:

* کلمه«حشر»به معنای جمع کردن و بیرون راندن از محل سکونت است.

* «فَاعْتَبِرُوا» از واژه«عبر»به معنای عبور کردن از ظاهر و رسیدن به باطن است.کلمه «عبارت»به معنای عبور از لفظ و رسیدن به معناست و«تعبیر خواب»،عبور از ظاهر رؤیا به باطن آن است.

* سه قبیله از یهودیان به نام های بنی نضیر،بنی قریظه و بنی قینقاع به مدینه هجرت کرده و در آن جا ساکن شدند و با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پیمان عدم تعرض بستند،امّا بعد از جنگ احُد گروهی از آنان با مشرکان مکّه همراه شد و علیه مسلمانان توطئه کردند،پیامبر آگاه گردید و با آنان برخورد کرد.یکی از بزرگان آنان به نام کعب بن اشرف کشته و میان یهودیان تزلزل ایجاد شد و به قلعه ای پناهنده شدند.مسلمانان با دستور پیامبر قلعه را محاصره کردند.بعد از چند روز محاصره و جنگ،یهودیان پذیرفتند که از مدینه خارج شوند.آنها هنگام رفتن آن مقدار از اموالشان را که توانستند را با خود بردند و آن مقدار که نتوانستند مانند خانه های خود را تخریب نمودند تا سالم به دست مسلمانان نیفتد.

* در قرآن،بارها ترس در دل دشمن،به عنوان یکی از امدادهای الهی شمرده شده است، ازجمله: «قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ» ، «سَأُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ» «سَنُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ»  آری،ترس سبب فرار دشمن و پیروزی مسلمانان بدون خونریزی می شود.

در حدیث می خوانیم:سه لشکر برای یاری حضرت مهدی علیه السلام می آیند،لشکری از فرشتگان،لشکری از مؤمنان و ایجاد رعب و وحشت در دل دشمنان.

* اندیشه کردن و عبرت گرفتن یک عبادت است،چنانکه در روایات می خوانیم:«کان اکثر عباده ابی ذر التفکر و الاعتبار» ، بیشترین عبادتِ ابوذر،اندیشیدن و عبرت آموختن بود.

* نه مِهر الهی در انحصار محاسبات ما است، «یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ» و نه قهر او.

«فَأَتاهُمُ اللّهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا»

* خداوند در دل ها تصرّف می کند.گاهی آرامش نازل می کند: «أَنْزَلَ السَّکِینَهَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ» و گاهی ترس می افکند. «قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ»

پیام ها:

1- قهر خداوند نسبت به یهودیان پیمان شکن کافر،حکیمانه است. «الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ»

2- نشانه عزّت خداوند،تار و مار شدن یهودیان پیمان شکن و توطئه گر است.

«الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ»

3- تمام پیروزی ها را از او بدانیم. هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا ...

4- حساب توطئه گران اهل کتاب از حساب بقیه آنان جداست. «الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ»

5-تبعید از وطن،یکی از مجارات الهی است. هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ ... مِنْ دِیارِهِمْ

6- قدرت هیچ کس و گروهی را پایدار ندانید. «ما ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا»

7- کیفر کسی که از تعهّدات و پیمان های اجتماعی خارج می شود،آن است که از وطن خارج شود. أَنْ یَخْرُجُوا ...

8-محاسبات و تجهزات کفّار در برابر اراده الهی،ناکارآمد و بی فایده است.

«ظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ»

9- در جنگ و جهاد با کفار،تمام محاسبات نباید بر اساس تجهیزات و امکانات مادی باشد. «فَأَتاهُمُ اللّهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا»

10- تخریب ساختمان های دشمن،در مواردی جایز است. «یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ»

11- آنجا که اراده خدا باشد،دوست و دشمن دست به یک کار می زنند. «یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ»

12- خداوند هم سبب ساز است و هم سبب سوز،ترس را سبب قرار می دهد و دژها را از سببیّت می اندازد. «قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ»

13- مطالعه تاریخ،سرگرمی نیست،وسیله عبرت است. فَاعْتَبِرُوا ...تاریخ، گذرگاه است نه توقّف گاه.

14- استفاده از تاریخ،بصیرت می خواهد. «فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی الْأَبْصارِ»

از نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم روایت شده است: هر کس سوره حشر را قرائت کند بهشت و جهنم و عرش و کرسی و حجاب های آن و آسمان های هفتگانه و زمین های هفتگانه و هوا و بادها و پرندگان و درختان و کوهها و خورشید و ماه و فرشتگان، همگی بر او درود و صلوات می فرستند و برای او طلب مغفرت و امرزش می کنند و اگر همان روز یا شب قرائت سوره حشر، از دنیا برود شهید محسوب می شود.

در سخنی از امام صادق علیه السلام آمده است:

هر کس در عصرها سوره الرحمن و حشر را قرائت نماید خداون فرشته ای را با شمشیر برهنه مأمور می کند تا صبح از او مراقبت نماید.

در روایت دیگری از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم روایت شده: هر کس سوره حشر را قرائت نماید عضو حزب الله است که رستگارانند.

انس بن مالک از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم روایت کرده است که به مردی فرمود: هر گاه می خواهی به رختخواب بروی سوره حشر را قرائت کن و اگر مردی شهید محسوب می شوی.

اسم اعظم خداوند اسمی است که با دستیابی به آن بسیاری از مشکلات مادی و معنوی را حل کرده و به بسیاری از مقامات می توان دست یافت. نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: اسم اعظم خدا در شش آیه آخر سوره حشر است.

و نیز فرمودند هر کس آیات آخر سوره حشر را در شب و روز بخواند و در آن روز یا همان شب بمیرد بهشت بر اوواجب می شود.