سوره   -  28قصص

به مناسبت کلمه«قصص»در آیه ی 25،این سوره نیز«قَصص»نام گزفته است که به معنای«بیان سرگذشت»می باشد. و نام دیگرش «موسی و فرعون»که در  آیات 3 تا 46 این سوره بطور مفصّل به ماجرای حضرت موسی وفرعون وآیات انتهایی آن نیز به داستان قارون می پردازد و به سرنوشت صابران نیکوکار و فاسدان گناهکار اشاره می فرماید. اگر چه در سی و چهار سوره از سوره های قرآن کریم به نحوی از ماجرای حضرت موسی و فرعون سخن رفته ولی تنها در این سوره است که به تمام زوایای زندگی آن حضرت از تولّد،کودکی،جوانی تا ازدواج،نبوّت و دعوت به یکتاپرستی توجّه شده است

 

غرض اين سوره وعده جميل به مؤمنين است، مؤمنينى كه در مكه قبل از هجرت به مدينه عده اندكى بودند كه مشركين و فراعنه قريش ايشان را ضعيف و ناچيز مى شمردند، و اقليتى كه در مكه در بين اين طاغيان در سخت ترين شرايط به سر مى بردند و فتنه ها و شدايد سختى را پشت سر مى گذاشتند، خداى تعالى در اين سوره به ايشان وعده مى دهد كه به زودى بر آنان منت نهاده و پيشوايان مردم قرارشان مى دهد، و آنان را وارث همين فراعنه مى كند، و در زمين مكنتشان مى دهد، و به طاغيان قومشان آنچه را كه از آن بيم داشتند نشان مى دهد.

به همين منظور براى مؤمنين اين قسمت از داستان موسى و فرعون را خاطرنشان مى سازد كه موسى را در شرايطى خلق كرد كه فرعون در اوج قدرت بود و بنى اسرائيل را خوار و زيردست كرده بود كه پسر بچه هايشان را مى كشت و زنانشان را زنده مى گذاشت، آرى خداوند در چنين شرايطى موسى را آفريد و مهم تر آنكه او را در دامن دشمنش يعنى خود فرعون پرورش داد، تا وقتى كه به حد رشد رسيد، آنگاه او را از شر فرعون نجات داد و از بين فرعونيان به سوى مدين روانه اش نمود، و پس از مدتى به عنوان رسالت دوباره به سوى ايشان بر گردانيد، با معجزاتى آشكار تا آنكه فرعون و لشكريانش تا آخرين نفر را غرق كرده و بنى اسرائيل را وارث آنان نمود، و تورات را بر موسى نازل فرمود، تا هدايت و بصيرت براى مؤمنين باشد.

و عين همين سنت را در ميان مؤمنين به اسلام جارى خواهد كرد، و ايشان را به ملك و عزت و سلطنت خواهد رسانيد، و رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) را دوباره به وطن باز خواهد گردانيد.

آنگاه از اين داستان منتقل مى شود به بيان اين كه در حكمت خدا لازم است كه از جانب خودش كتابى نازل كند، تا دعوت حق آن جناب نيز كتاب داشته باشد، سپس سخنان طعن آميز مشركين را كه درباره دعوت قرآن زده اند كه : چرا به وى آنچه به موسى داده شد ندادند؟ نقل فرموده و از آن پاسخ مى دهد، و نيز علت ايمان نياوردن آنان را نقل نموده به اين كه اگر به تو ايمان بياوريم و هدايت تو را پيروى كنيم قدرت ما از ما سلب مى شود، و از آن پاسخ مى دهد، و به اين منظور داستان قارون و فرو رفتنش در زمين را برايشان مجسم مى سازد.

داستان‌ها و روایت‌های تاریخی

  • داستان موسی و فرعون: آیه‌های ۳-۴۳
    • رشد موسی در خانه فرعون: سربرافراشتن فرعون و ستم به مردمان، اراده الهی بر قدرت مستضعفین، به آب انداختن موسی،‌ از آب گرفتن خاندان فرعون موسی را، خواست همسر فرعون برای نگاهداری موسی، دنبال موسی رفتنِ خواهرش، نخوردن موسی از شیر دایگان، راهنمایی خواهر موسی برای شیرده، بازگشت موسی به مادر، رشد موسی. آیه‌های ۴-۱۴
    • نزاع در شهر و کشتن یک نفر: مداخله موسی در نزاع و کشتن دشمنش، ترس موسی، نزاع دوباره یار موسی، هشدار دشمن موسی به او دربارهٔ قتل دوباره، آمدن مردی و خبر به موسی دربارهٔ طرح قتلش از سوی سران قوم، خروج موسی از شهر، آیه‌های ۱۵-۲۱
    • ورود به مدین: دیدار با دختران شعیب، کمک به دختران شعیب، دعوت شعیب از موسی برای اجر، گفتگوی موسی و شعیب، درخواست یکی از دختران برای استخدام موسی، قرار شعیب با موسی دربارهٔ ازدواج با یکی از دختران و هشت تا ده سال کار کردن موسی، پایان مدت و بازگشت موسی آیه‌های ۲۲-۲۹
    • گفتگو با خدا در طور: مشاهده آتش در کوه طور، گفتگوی خدا با موسی در طور، مشاهده اعجاز تبدیل عصا به اژدها و ید بیضا، درخواست موسی برای همراهی هارون، وعده خدا درباره پیروزی موسی و پیروانش.‌آیه‌های ۲۹-۳۵
    • دعوت موسی از فرعون، افتراء سحر به موسی، ادعای خدایی فرعون، دستور فرعون به هامان برای ساخت برج، استکبار فرعون، غرق شدن فرعون در دریا. آیه‌های ۳۶-۴۲
    • نزول کتاب بر موسی، بعد از هلاک فرعونیان. آیه ۴۳
  • داستان قارون: ستم قارون بر قوم موسی، ثروت بسیار قارون،نصیحت قوم به قارون، پاسخ قارون به قوم، زینت‌نمایی قارون در میان قوم، آرزوی برخی برای همانندی با ثروت قارون و هشدار دیگران به برتری آخرت، عذاب قارون و فرورفتن او و خانه‌اش در زمین، تنبه آرزومندان ثروت قارون. آیه‌های ۷۶-۸۲

 

وَ لَمّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْیَنَ قالَ عَسی رَبِّی أَنْ یَهْدِیَنِی سَواءَ السَّبِیلِ«22»

و چون(موسی)به سوی مدین روی نهاد،گفت:امید است که پروردگارم مرا به راه راست هدایت فرماید.

وَ لَمّا وَرَدَ ماءَ مَدْیَنَ وَجَدَ عَلَیْهِ أُمَّهً مِنَ النّاسِ یَسْقُونَ وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَیْنِ تَذُودانِ قالَ ما خَطْبُکُما قالَتا لا نَسْقِی حَتّی یُصْدِرَ الرِّعاءُ وَ أَبُونا شَیْخٌ کَبِیرٌ«23»

و چون موسی به(چاه)آب مدین رسید،گروهی از مردم را در اطراف آن دید که به سیراب کردن(چهار پایان خویش)مشغولند و در کنار آنان به دو زن برخورد که مراقب بودند(تا گوسفندانشان با گوسفندان دیگر مخلوط نشوند.پس موسی جلو رفته و به آنان)گفت:منظور شما(از این کناره گیری)چیست؟ گفتند:ما(برای پرهیز از اختلاط با مردان، گوسفندان خود را)آب نمی دهیم تا این که همه ی چوپانان خارج شوند و (حضور ما در این جا برای آن است که)پدر ما پیرمردی کهنسال است.

فَسَقی لَهُما ثُمَّ تَوَلّی إِلَی الظِّلِّ فَقالَ رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ«24»

پس(موسی گوسفندانشان را)برای آنان آب داد،سپس رو به سوی سایه آورد و گفت:پروردگارا! همانا من به هر خیری که تو برایم بفرستی نیازمندم.

فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشِی عَلَی اسْتِحْیاءٍ قالَتْ إِنَّ أَبِی یَدْعُوکَ لِیَجْزِیَکَ أَجْرَ ما سَقَیْتَ لَنا فَلَمّا جاءَهُ وَ قَصَّ عَلَیْهِ الْقَصَصَ قالَ لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظّالِمِینَ«25»

پس(چیزی نگذشت که)یکی از آن دو(زن)در حالی که با حیا وعفّت راه می رفت به نزد او آمد و گفت:همانا پدرم از شما دعوت می کند تا مزد این که برای ما آب دادی به تو بپردازد.پس همین که موسی به نزد آن پدر پیر(حضرت شعیب)آمد و سرگذشت خود را برای او بازگو کرد،او گفت: نترس،تو از(دست)گروه ستمگران نجات یافتی.

همانطور که در ابتدای این توضیحات آمده بود کلمه قصص از آیه 25 گرفته شده ولی آیات 22 تا 28 یک قسمت از داستانهای حضرت موسی است یعنی بعد از تصمیم ایشان برای مهاجرت به مدین و برخورد با دختران با حیایی که منتظر آب دادن به گوسفندانشان بودند و کمک کردن به آنها و دعوت آنها برای اینکه پدر به او مزد زحمتش را بدهد و اینکه این دستمزد به قرار ازدواج منتهی شد و سالهایی که باید نزد حضرت شعیب بماند تا زمان برگشتن به مصر فرارسید .

و کلمه قصص جمع قصه می باشد و شامل همه داستانها و سرگذشت حضرت موسی می باشد که در این سوره آمده و اگر بخواهیم توضیح دهیم باید همه سوره را توضیح دهیم . لذا فقط به متن و ترجمه این آیات اشاره کرده و بطور خلاصه عرض کنم که حضرت موسی برای حضرت شعیب ماجراهای خود را تعریف کرد و دلیل آمدنش به مدین را گفت و حضرت شعیب هم به او دلداری داد که دیگر نترس که در امان هستی .

 

 

از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله روایت شده است: اگر کسی سوره قصص را قرائت کند ده برابر تعداد کسانی که حضرت موسی علیه السلام را تصدیق یا تکذیب کرده اند به او حسنه داده می شود و تمامی فرشتگان آسمان و زمین در روز قیامت، به سود او شهادت می دهند که او راستگو و درستکار بوده است