X
تبلیغات
گنجینه ها
























گنجینه ها

در قسمت نظرات این مطلب  :  نماز جمعه و نوسازي روش‌ها

 نوشتم :

جالبه چند روز پيش تو اين فكر بودم كه چرا جمعيت نمازگزاران در موقعي كه رهبري يا آقاي هاشمي تشريف مي آورند با بقيه امام جمعه هاي تهران اينهمه تفاوت هست يعني براي رهبري صد درصد علاقه مندان به نماز جمعه مي آيند و برا هاشمي سي ، چهل درصد و برا ي بقيه پنج تا ده درصد ؟شايد بعد از جايگاه اين دو بزرگوار محبوبيت امامان جمعه در بين مردم و رفتار و سلوك و موضعگيري هاي نامناسب و تحليل هاي غير واقعي و سبك ، مخاطبان را از اينان زده كرده و در نهايت به حضور در نماز بي ميل مي كند .البته از يك جناه سياسي بودن همه امامان جمعه هم دليل خيلي مهمي است كه علاقه مندان به نماز جمعه از جناه هاي ديگر سياسي را از نعمت نماز جمعه محروم ميكند .

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393ساعت 10:54 توسط | |


 

البته من این آیه را که در سوره فرقان هست انتخاب می کنم :

و پیامبر فرمود خدایا این قوم من این قرآن را واگذاشتند
 
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393ساعت 13:0 توسط | |

در ایمیل من : روزي سقراط ، حکيم معروف يوناني، مردي را ديد که خيلي ناراحت و متاثراست. علت ناراحتيش را پرسيد ،پاسخ داد:"در راه که مي آمدم يکي از آشنايان را ديدم.سلام کردم جواب نداد و با بي اعتنايي و خودخواهي گذ شت و رفت و من از اين طرز رفتار او خيلي رنجيدم."

سقراط گفت:"چرا رنجيدي؟" مرد با تعجب گفت :"خب معلوم است، چنين رفتاري ناراحت کننده است."

سقراط پرسيد:"اگر در راه کسي را مي ديدي که به زمين افتاده و از درد وبيماري به خود مي پيچد، آيا از دست او دلخور و رنجيده مي شدي؟"

مرد گفت:"مسلم است که هرگز دلخور نمي شدم.آدم که از بيمار بودن کسي دلخور نمي شود."

سقراط پرسيد:"به جاي دلخوري چه احساسي مي يافتي و چه مي کردي؟"

مرد جواب داد:"احساس دلسوزي و شفقت و سعي مي کردم طبيب يا دارويي به او برسانم."

سقراط گفت:"همه ي اين کارها را به خاطر آن مي کردي که او را بيمار مي دانستي،آيا انسان تنها جسمش بيمار مي شود؟ و آيا کسي که رفتارش نادرست است،روانش بيمار نيست؟ اگر کسي فکر و روانش سالم باشد،هرگز رفتار بدي از او ديده نمي شود؟

بيماري فکر و روان نامش "غفلت" است و بايد به جاي دلخوري و رنجش ،نسبت به کسي که بدي مي کند و غافل است،دل سوزاند و کمک کرد و به او طبيب روح و داروي جان رساند.

پس از دست هيچکس دلخور مشو و کينه به دل مگير و آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان که هر وقت کسي بدي مي کند، در آن لحظه بيمار است.
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393ساعت 12:59 توسط | |

امام خميني رض : عالم محضر خداست ، در محضر خدا گناه نکنید 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393ساعت 11:37 توسط | |

 سایت تابناک : »»» بنده سراپا تقصیر که رحمت‌الهی شامل حال او گشت و شهید شد! بنده سراپا تقصیر که رحمت‌الهی شامل حال او گشت و شهید شد!

در همه این مدت، هرگاه مردم، اندیشمندان، سیاسیون، روحانیون‌ و دانشجویان کمترین اعتراضی به وضعیت گروهک‌ها در دانشگاه‌ها می‌کردند، داد آنان به آسمان بر‌می‌خاست که‌ ای داد و ‌ای بیداد که رژیم در صدد سرکوب جنبش‌های خلقی و دانشجویی برآمده و ‌ای وا آزادی.
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 16:9 توسط | |

گفتگویی در سایت عصر ایران :

عضو جامعه روحانیت: اصولگرایان در حمایت از احمدی‌نژاد اشتباه کردند اما شهامت و جرات گفتن آن را نداشتند/ آیت الله مصباح در انقلاب حضور نداشتند و در حاشیه بودند

نوشته شده در دوشنبه هجدهم فروردین 1393ساعت 15:39 توسط | |

این مطالب را با ایمیل برام فرستادند، دیدم جالبه :

 مردی همسر و سه فرزندش را ترک  کرد و در پی روزی  خود وخانواده اش  راهی سرزمینی دور شد
 
فرزندانش او را از صمیم قلب  دوست  داشتند و به او احترام میگذاشتند.
  مدتی بعد ، پدر نامه ی اولش را به  آن ها فرستاد. بچه ها آن را باز نکردند تا آنچه در آن بود بخوانند ، بلکه یکی یکی آن را در دست گرفته وبوسیدند وگفتند :
این نامه از طرف عزیزترین کس ماست.
سپس بدون این که پاکت را باز کنند آن را در کیسه‌ی مخملی قراردادند..  هر چند وقت یکبار نامه را از کیسه> درآورده و غبار رویش را پاک کرده و دوباره در کیسه می‌گذاشتند... وبا هر نامه ای که پدرشان می فرستادهمین کار را می کردند.
سال ها گذشت.
پدر بازگشت، ولی به  جز یکی از پسرانش کسی باقی نمانده بود، از او پرسید : مادرت کجاست ؟
پسر گفت :سخت بیمار شد و چون پولی برای درمانش نداشتیم، حالش وخیم تر شد ومرد.
  پدر گفت : چرا ؟
مگر نامه ی اولم را> باز نکردید ؟ برایتان در پاکت نامه پول زیادی فرستاده بودم! پسر گفت : نه .
پدر پرسید : برادرت کجاست ؟
پسرگفت : بعد از فوت مادر کسی نبودکه او را نصیحت کند ،او هم با دوستان ناباب آشنا شد و با آنان رفت
پدر تعجب کرد و گفت : چرا؟ مگر نامه ای را که در آن از او خواستم از دوستان ناباب دوری گزیند ، نخواندید؟
 
پسرگفت :نه ...
مرد گفت : خواهرت کجاست ؟
 پسر گفت : با همان پسری که مدت ها خواستگارش بود ازدواج کرد الآن هم در زندگی با او بدبخت است.
پدربا تأثر گفت : او هم نامه‌ی من را نخواندکه در آن نوشته بودم این پسر آبرودار و خوش نامی نیست ومن با این ازدواج مخالفم ؟ پسر گفت : نه .
 به حال آن  خانواده فکر کردم و این که چگونه ازهم پاشید ، سپس چشمم به قرآن روی طاقچه افتاد که در قوطی مخملی زیبایی قرار داشت.
وای بر من ...! رفتار من با كلام الله مثل رفتار آن بچه ها با نامه های پدرشان است! من هم قرآن را می‌بندم و در کتابخانه ام میگذارم و آن را نمی خوانم و ازآنچه در اوست سودی نمی برم، درحالی که تمام آن روش زندگی من است
ای کاش فکر  می کردیم قرآن کتابی است که نام بیش از 70سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است وبیش از 30 سوره اش از پدیده های مادی و تنها 2 سوره اش از عبادات!
 آن هم  حج و نماز!  کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست... این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش رابستند،لایه اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و ازآن هنگام که این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک واسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی  را از او نخواستند، وسیله  شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد شانه و ... شد و چون دربیداری رهایش کردند،بالای سر در خواب گذاشتند و بالاخره،اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند نثار روح ارواح گذشتگانش و
 
ندایش از قبرستانهای ما به گوش می رسد


 

 

در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند.ه 

می گویند خارپشتها وخامت اوضاع را دریافتند تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و بدین ترتیب همدیگر را حفظ کنند...  ه

وقتی نزدیکتر به هم بودند گرمتر میشدند ولی خارهایشان یکدیگر را زخمی میکرد 
بخاطر همین تصمیم گرفتند ازهم دور شوند ‫ولی از سرما یخ زده میمردند... 
ازاینرو مجبور بودند یا خارهای دوستان را تحمل کنند، یا نسلشان منقرض شود. ه
پس دریافتند که بهتر است باز گردند و گردهم آیند و آموختند که: با زخم های کوچکی که همزیستی با کسان بسیار نزدیک بوجود می آورد زندگی کنند، چون گرمای وجود دیگری مهمتر است...ه

و این چنین توانستند زنده بمانند...ه

 

نوشته شده در یکشنبه هفدهم فروردین 1393ساعت 15:22 توسط | |

نوشته شده در سه شنبه پنجم فروردین 1393ساعت 10:54 توسط | |


رسیده عید و دلها شاد و خرم
همه در فکر دیدارند با هم

همه آماده اند سفره بچینند
به فکر سفره های هفت سینند

منم در سفره دارم هفت سین را
ولی توأم شده با داغ زهرا

بود سین نخستین سیلی کین
به روی مادرم با دست سنگین

ببین بر سفره سین دومم را
که سویی نیست در چشمان زهرا

بگویم سین سوم تا بسوزی
که مادر سوخت بین کینه توزی

از این ماتم دل حیدر غمین است
که سین چهارمم سقط جنین است

به روی سفره سین پنجم این است
سر سجاده اش زینب حزین است

شده سفره پر از اشک شبانه
ششم سین مانده سوت و کور خانه

چه گویم ای عزیز از سین آخر
بود آن سینه ی مجروح مادر...

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392ساعت 14:57 توسط | |

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1392ساعت 14:2 توسط | |


حجت‌الاسلام قرائتی :
یک وقتی ما در ستاد نماز نوشتیم آقازاده‌ها، دخترخانم‌ها، شیرین‌ترین نمازی که خواندید برای ما بنویسید. یک دختر یازده ساله یک نامه نوشت، همه ما بُهتمان زد، دختر یازده ساله ما ریش‌سفیدها را به تواضع و کرنش واداشت، نوشت که ستاد اقامه نماز، شیرین‌ترین نمازی که خواندم این است.

گفت در اتوبوس داشتم می‌رفتم یک مرتبه دیدم خورشید دارد غروب می‌کند یادم آمد نماز نخواندم، به بابایم گفتم نماز نخواندم، گفت خوب باید بخوانی، حالا که اینجا توی جاده است و بیابان، گفت برویم به راننده بگوییم نگه‌دار، گفت راننده به خاطر یک بچه دختر نگه نمی‌دارد، گفت التماسش می‌کنیم، گفت نگه نمی‌دارد، گفت تو به او بگو، گفت گفتم نگه نمی‌دارد، بنشین. حالا بعداً قضا می‌کنی.

دختر دید خورشید غروب نکرده است و گفت بابا خواهش می‌کنم، پدر عصبانی شد، دختر گفت که آقاجان می‌شود امروز شما دخالت نکنی؟ امروز اجازه بده من تصمیم بگیرم، گفت خوب هر غلطی می‌خواهی بکن.

می‌گفت ساکی داشتیم، زیپ ساک را باز کرد، یک شیشه آب در آورد، زیرِ صندلی اتوبوس هم یک سطل بود، آن سطل را هم آورد بیرون، دستِ کوچولو، شیشه کوچولو، سطل کوچولو، شروع کرد وسط اتوبوس وضو گرفت، قرآن یک آیه دارد، می‌گوید کسانی که برای خدا حرکت کنند مهرش را در دل‌ها می گذاریم، به شرطی که اخلاص داشته باشد، نخواسته باشد خودنمایی کند، شیرین کاری کند، واقعاً دلش برای نماز بسوزد، پُز نمی‌خواهد بدهد. «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا»(مریم/96) یعنی کسی که ایمان دارد، «وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» کارهایش هم صالح است، کسی که ایمان دارد، کارش هم شایسته است، «سَیَجْعَلُ لَهُمْ الرَّحْمَانُ وُدًّا»، «وُدّ» یعنی مودت، مودتش را در دل‌ها می‌گذاریم.

شاگرد شوفر نگاه کرد دید دختر وسط اتوبوس نشسته دارد وضو می‌گیرد، گفت دختر چه می‌کنی؟ گفت آقا من وضو می‌گیرم ولی سعی می‌کنم آب به اتوبوس نچکد، می‌خواهم روی صندلی نشسته نماز بخوانم. شاگرد شوفر یک خورده نگاهش کرد و چیزی به او نگفت. به راننده گفت: عباس آقا، راننده، ببین این دارد وضو می‌گیرد، راننده هم همین طور که جاده را می‌دید در آینه هم دختر را می‌دید، هی جاده را می‌دید، آینه را می‌دید، مهر دختر در دل راننده هم نشست، گفت: دختر عزیزم می‌خواهی نماز بخوانی؟ من می‌ایستم، ماشین را کنار کشید، گفت: نماز بخوان آقاجان، آفرین، چه شوفرهای خوبی داریم، دختر می‌گفت وقتی اتوبوس ایستاد من پیاده شدم و شروع کردم الله اکبر، یک مرتبه اتوبوسی‌ها نگاه کردند، او گفت من هم نخواندم، من هم نخواندم، او گفت ببین چه دختر با همتی، چه غیرتی، چه همتی، چه اراده‌ای، چه صلابتی، آفرین، همین دختر روز قیامت حجت است، خواهند گفت این دختر اراده کرد ماشین ایستاد، می‌گفت یکی یکی آن‌هایی هم که نخوانده بودند ایستادند، گفت: یک مرتبه دیدم پشت سرم یک عده زیادی دارند نماز می‌خوانند. گفت: شیرین‌ترین نماز من این بود که دیدم لازم نیست امام فقط امام خمینی باشد، منِ بچه یازده ساله هم می‌توانم در فضای خودم امام باشم. 
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1392ساعت 13:30 توسط | |

آقای کیهان ، آقاي امام جمعه موقت محترم تهران ، آقاي شجوني و همه اونهایی که قبول ندارند در این کشور افراط گری وجود دارد این را بشنوند:

»»»  1391/12/03 - حزب اللهی ها بشنوند

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1392ساعت 11:50 توسط | |

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1392ساعت 10:37 توسط | |

نامه زهرای ۹ ساله به رزمندگان‌ ۸ /۱۱/ ۶۲:

با سلام به امام زمان ـ علیه‌‌السلام
و درود به امام خمینی

سلام به رزمندگان اسلام. اسم من زهرا می‌باشد. این هدیه را که نان خشک و بادام است برای شما فرستادم. پدرم می‌خواست جبهه بیاید ولی او با موتور زیر ماشین رفت و کشته شد. من ۹ سال دارم و نصف روز مدرسه و نصف دیگر را قالی بافی می‌روم. مادرم کار می‌کند. ما ۵ نفر هستیم. پدرم مُرد و باید کار کنیم و من ۹۲ روز کار کردم تا برای شما رزمندگان توانستم نان بفرستم. از خدا می‌خواهم که این هدیه را از یک یتیم قبول کنید و پس ندهید و مرا کربلا ببرید. آخر من و مادرم خیلی روزه می‌گیریم تا خرجی داشته باشیم. مادرم خودم احمد و بتول و تقی برادر کوچک ماست، سلام می‌رسانیم. خدا‌نگهدار شما پاسداران اسلام باشد.

روایت مهدی کبیری از نامه‌ای که آرزو برایش نوشته بود:

اینجا هوا گرم است. این جمله را شما فقط، می‌خوانی. خرده نگیر. نگو نشان بده! حال بیشتر نوشتن را ندارم. کاغذ یا دفترچه خاطرات ندارم. این چند جمله را هم حاشیه یک کاغذ کوچک مچاله شده می‌نویسم، که گوشه راست بالایش هم چرب و چیلی است. یک لکه بزرگ زرد رنگ. گویا آبگوشت روی آن ریخته یا سوپ یا همچین چیزی. تازه با یک مداد کوتاه درپیت بی‌سر و دستخط خرچنگی. بگذریم.

‌مثل لشکر شکست خورده پا‌هایمان را روی هم انداخته و دراز به دراز افتاده بودیم. روی علف‌های خشکیده. کافی بود دشمن حتی از آن بی‌دست و پا‌هاشان پیدا بشود و یک گلوله داغ‌تر از این هوا توی سینه‌های عرق کرده هر دومان خالی کند. تفنگ‌هایمان را جوری پرت کرده بودیم آن طرف که به زور دست به آن می‌رسید. کمربند‌ها را باز کرده و انداخته بودیم پایین پا. قمقمه‌ها را هم تا آخرین قطره سر کشیدیم. تازه قار و قور شکممان را هم شنیدیم. هادی دست کرد توی کوله‌اش و یک کیسه پارچه‌ای سفید را درآورد. نخش را که محکم گره زده شده بود با چاقو برید.
 
ـ جون، ببین عجب چیزیه!

کیسه را از دستش کشیدم که گفت: ول کن ببینم این دیگه چیه؟ هادی برگه‌ای که چند تا شده بود از کیسه درآورد و کنجکاو شد ببیند توی کاغذ چیه؟ من هم کیسه را قاپیدم. توی کیسه مقدار زیادی مغز گردو و بادام بود. شروع کردم به خوردن مغز‌ها. هادی تای کاغذ را باز کرده بود و محو نامه‌ای شده بود که می‌خواند.

نامه آرزوی ۹ ساله به رزمندگان:
به نام خدا
سرباز فداکار ایران سلام!

اسم من آرزو است. کلاس سوم دبستان هستم. معلممان گفته اگر می‌خواهید شما هم با دشمن بجنگید و رزمنده‌ها را خوشحال کنید و امام خمینی (ره) را خوشحال کنید، باید خوب درس بخوانید. من که نمی‌دانم چه جوری با درس خواندن می‌شود به شما کمک کرد اما درس‌هایم خوب است امسال معدلم هجده و نیم شد. بیست نشد، چون شب امتحان برق نداشتیم و پدرم هم مجبور بود زود بخوابد. چون کارگر اوستا حسن است. همیشه خیلی خسته است.

مادر می‌گوید، شما هم باید زود بخوابید. درس بسه دیگه. بابات خسته است. من شما را خیلی دوست دارم و همیشه سر نمازم برای شما دعا می‌کنم. دلم راضی نشد و برایتان کمی مغز بادام و گردو فرستادم. داداشم می‌گوید همه‌اش غذایمان پنیر شده. به مامانم می‌گفت برایمان کمی گردو بخر که خنگ نشویم. من سهمم را برای شما فرستادم.

گفتم شما بیشتر احتیاج دارید. من کمتر پنیر می‌خورم و بیشتر نان خالی می‌خورم.
شما هم با گردو بخورید. حتماً حتماً. اگه خنگ شوید دشمن گولتان می‌زند،‌ها. گفته باشم...
اگر پولمان بیشتر بود حتماً برایتان بیشتر می‌فرستادم ببخشید که کم است. توی زمستان که دبستان می‌رفتم سهمم فقط ۴۰ گردو شد و مغزهای بادام را هم مادربزرگم به آن اضافه کرد. نوش جان. بخورید و قوی شوید و با دشمن خوب بجنگید.

به امید پیروزی حق بر باطل
آرزو

تقریباً نصف مغز‌ها را خورده بودم. ملچ ملوچی را در گوش هادی راه انداخته بودم. دل ضعفه‌ام را گرفته بود. به هادی گفتم چی نوشته؟ حالا بخور که تمام می‌شه. ببینم چیه؟! هادی گفت: اگه ببینی شاید نخوری!
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392ساعت 15:3 توسط | |

                       

                                     

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1392ساعت 13:42 توسط | |

از پیامبر اکرم-صلّی الله علیه و آله و سلم- روایت شده که به امام حسن و امام حسین-علیهما السّلام- فرمود: گوارا باد بر شما برکت این روز[نهم ربیع الأوّل= عید بقر]،.... خداوند به من وحی فرمود که: ای محمّد همانا من امروز را برای تو و اهل بیتت و هر آن کس از مؤمنین و شیعیان که ایشان را پیروی نماید، روز عید قرار دادم، و خویش را به عزّت و جلال و بلندی مرتبتم سوگند دادم که... هر سال در چنین روزی هزاران نفر از شیعیان و محبّین و دوستان شما را از آتش رها کنم، و سعی ایشان را پاداش دهم و گناهشان را ببخشایم و اعمالشان را بپذیرم.
و امام هادی -علیه السّلام- فرمودند: حرمت کدام روز برای اهل بیت ...

ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1392ساعت 13:39 توسط | |

سایت الف : سخنی با آیت الله جنتی

" بعضی‌ها برای مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی طراحی می‌کنند و نقشه می‌کشند، باید مراقب بود که به اهداف شوم خود نرسند. اصولگرایان حرکت کنند، از گذشته عبرت بگیرند، نقاط ضعف خود را بشناسند و آنها را برطرف کنند."

این سخنان سخنان دبیر کل ائتلاف جریان اصول گرایی نیست. این سخنان داور اصلی انتخابات کشور است!

آقای جنتی در دیدار با اصول گرایان گیلان دی ماه ۹۲، در حالی به این سخنان پرداختند که هنوز پروندۀ ماجرای سال ۸۸ مفتوح است یعنی بهانه ای که ایشان و همکارانشان به دشمنان و لج بازان داد صدماتش جبران نشده است. در ایام انتخابات سال ۸۸ با شدت تمام بسیاری از شورای نظارت و داوری انتخابات یعنی شورای نگهبان از احمدی نژاد دفاع نمودند و در تخریب رقیب وی سخن ها راندند تا جایی که غلامحسین الهام عضو شورای نگهبان، رسما در تجمع ستاد انتخاباتی احمدی نژاد در مصلی تهران حاضر گردید و به سخنرانی پرداخت!

البته باید اذعان نمود که صرف حمایت نظری آقایان دلیل بر تقلب در نظارت و رسیدگی نیست که به آنها تهمت جانبداری عملی هم زده شود، اما شکی نیست که این عملکرد آنان موجب تشنج، بی اعتمادی و بهانه جویی بخش عظیمی از مردم گردید. اگر آقایان فقط ظاهر را حفظ می نمودند و با بیان کلی معیارهای انقلابی از کسی اسم نمی بردند و از خواب راننده تاکسی درنماز جمعه صحبت نمی کردند، آسمان رای کاندیدایشان به زمین می آمد؟! نخیر، فقط آب در آسیاب دشمن ریختند و کار نظام را سخت نمودند بی شک یکی از عوامل اتفاقات ۸۸ را باید در داوران غیر خود دار دانست همان ها که مانند برخی مسئولین آنقدر بد عمل کردند که رهبری خود مجبور به ورود مستقیم به مسایل شدند و ...

اما انگار اصلا آقای جنتی اهمیتی به گذشته نمی دهند و ... خوب شما خوب می دانید که واژه اصول گرایان برای جامعۀ سیاسی بار دارد آنهم برای عده ای از فعالان سیاسی، چرا پیشاپیش خوراک بیگانگان را تأمین می فرمایید که بگویند منتظر انتخابات اصول گرایی باشید! بعد هم به سخنان بعدی شما استناد کنند که:
"شورای نگهبان با اقتدار در چارچوب قانون به وظایف خود عمل می‌کند." چه کسی از شما غیر از اقتدار گرایی دیده که حالا اینگونه برآن تأکید می کنید؟ رد صلاحیت گسترده حتی رد صلاحیت آقایان روحانی و عارف و توصیۀ رهبری به شورای نگهبان برای تایید صلاحیت، دلیل محکمی بر این ادعاست (خبردرمصاحبۀ آقای کدخدایی) حالا شما مرتب بگویید اصول گرایی و اقتدار در شورای نگهبان.

هر چه قدر واحد مدیریت افکار عمومی در بین واحد های گذراندۀ سیاسی برخی مسئولین جایی ندارد واحد خوراک سازی برای مخالفین چهار واحد چهار واحد، گذرانده شده است!

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1392ساعت 11:55 توسط | |

namaz

در احادیث و روایات معصومین علیهم السلام برآورده شدن خواسته‌ها، برطرف شدن گرفتاری و ناراحتی، ورود به بهشت و دوری از جهنم، در امان بودن از بلاهای آسمانی، خشنودی خداوند، استجابت دعا و بالا رفتن اعمال، دوری شیطان و تلقین شهادتین از جمله آثار و فواید و برکات خواندن نماز اول وقت شمرده شده است.

به عنوان مثال پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

بنده‌ای نیست که به وقت‌های نماز و جاهای خورشید اهمیت بدهد، مگر این که من سه چیز را برای او ضمانت می‌کنم: برطرف شدن گرفتاری‌ها و ناراحتی‌ها، آسایش و خوشی به هنگام مردن و نجات از آتش.[۱]

همچنین در حدیث داریم به هنگام ظهر درهای آسمان گشوده می‌شود و درهای بهشت باز می‌گردد و دعا مستجاب می‌شود؛ پس خوشا به حال کسی که در آن هنگام برای او عمل صالحی بالا رود.[۲]

در حدیثی دیگر از حضرت صادق علیه السلام آمده است که فرمودند: «… بهترین ساعت‌های شب و روز، وقت‌های نماز است.» سپس فرمودند: «چون ظهر می‌شود درهای آسمان گشوده شده و بادها می‌وزند و خداوند به خلق خود نگاه می‌کند. هر آینه من بسیار دوست دارم که در آن هنگام، عمل صالحی برای من بالا رود.» آنگاه فرمودند: برشما باد به دعا کردن بعد از نمازها، چرا که آن مستجاب می‌شود.[۳]

امام صادق علیه السلام همچنین فرمودند:

شیعیان ما را در سه چیز بیازمایید: در اوقات نمازشان، که چگونه بر آنها مواظبت می‏‌کنند؛ در اسرارشان، که چگونه آنها را از دشمنان ما حفظ می‏‌کنند و در اموالشان، که چگونه با آن به برادران خود کمک می‏‌کنند.[۴]

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نیز می‌فرمایند: «در دینداری مرد همین بس، که بر گزاردن نمازها بسیار مواظبت کند.»[۵]

 

منابع:
۱- سفینه البحار، ج ۲، ص ۴۲٫
۲- همان، ص۴۴٫
۳- اصول وافی، ج۲، ص۸۷٫
۴- الخصال: ۱۰۳ / ۶۲ منتخب میزان الحکمة: ۵۰۶
۵- تنبیه الخواطر: ۲ / ۱۲۲ منتخب میزان الحکمة:

نوشته شده در سه شنبه سوم دی 1392ساعت 16:14 توسط | |

 

در نظرات این مطلب : آن روزهای آنها و این روزهای ما   سایت الف نوشته بودند که :اینان همان انانی هستند که در جنگ شرکت داشتند و حالا دارند غنائم را بین خود تقسیم می کنند و خدا پدر شهدا را بیامرزه اما اگر انها هم زنده بودند همین کار را می کردند چون خود را محق می دانستند .

نوشتم که : متاسفم كه دنيا گرايي عده اي از بچه هاي جنگ به اسم همه نوشته ميشه حتي شهدا !
ولي از حق نگذزيم هنوز آدم خوب و بي ريا و از خودگذشته هست و بايد فرصتش پيش بياد تا شناخته بشن مثل شهدا كه خيلي هاشون هنوز شناخته نشدن !

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392ساعت 13:56 توسط | |

 

عصر ایران : »»»  غل و زنجیر "88" را از پای جامعه باز کنیم

نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1392ساعت 11:14 توسط | |

یکهزار وسیصد وپنجاه وهشت
پنج آذر مطلع الانوار گشت

*             *
نور فرمان نامه ی روح خدا
رهروان را گشت مصباه الهدی

*              *
 در گلستان سپاه پاسدار
نو گلی سرزد قوی وماندگار
...


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1392ساعت 16:7 توسط | |

حديث مفصلى از ابن عباس نقل كرده اند كه :
روزى حسين ع گريه كنان خدمت مادرش فاطمه عليهاالسلام آمد و عرض كرد: جدم پيامبر از من سير شده از بس كه به خدمتش رفته ام ، حضرت فاطمه عليهاالسلام  فرمود: مادرت فدايت شود مگر چه شده ؟
عرض كرد: امروز صبح برادرم حسن را به زانوى راست خود نشانيد و دهان او را بوسيد و مرا به زانوى چپ نشانيد و از دهان من اعراض كرد ، زير گلوى مرا بوسيد، اى مادر بيا دهان مرا بو كن ببين بوى بدى مى دهد كه جدم دهان مرا نبوسيده .
حضرت فاطمه عليهاالسلام  فرمود: نه اى فرزندم جدت از تو ملالت پيدا نمى كند به خدا قسم بسيار شنيده ام كه جدت مى فرمود: حسين از من است و من از حسين مى باشم تو در گهواره گريه مى كردى پدرم وارد خانه شد فرمود: اى فاطمه ، حسين را ساكت كن آيا نمى دانى گريه او مرا اذيت مى كند مكرر جدت مى فرمود: اللهم انى احبّه و احب من يحبه . خدايا من حسين را دوست مى دارم و دوست مى دارم كسيكه حسين را دوست دارد.
حضرت فاطمه عليهاالسلام: دست حسين ع را گرفت و حضور پيامبر ص  آورد و ...

 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1392ساعت 14:31 توسط | |

 

جهانگردی به دهکده ای رفت تا زاهد معروفی را زیارت کند 

​وقتی وارد اتاق شد جز چند کتاب و چند ظرف ساده چیزی ندید​

 

جهانگرد پرسید: لوازم منزلتان کجاست؟

زاهد گفت: ​وسایل زندگی​ تو کجاست؟

جهانگرد گفت: من اینجا مسافرم.

زاهد گفت: من هم​!

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1392ساعت 15:36 توسط | |

 

http://atasheentezar.persiangig.com/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7/new_folder/%DB%8C%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%284%29.gif

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1392ساعت 16:25 توسط | |

سلام
فردا روز بزرگ مبارزه با استكبار و مرگ بر آمريكاست .
اينكه امروزه بخوبي روشن و واضح است سردمدار و نماد خوي استكباري و ظلم و ستم و وحشي گري و فساد انگيزي در همه دنيا شناخته شده است و انگشت اشاره همه بسوي آمريكا مي چرخد ، بهترين دليل براي برائت جستن و اعلام نفرت كردن به آمريكاست .

مرگ بر آمريكا يعني درود بر درستي ، صلح ، آسايش ،...


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان 1392ساعت 15:58 توسط | |

سلام

در قسمت نظرات مطلب تابناک در مورد سخنان آقای   صفار: موسوی و کروبی مساله جامعه نیستند

نوشتم :

آقاي صفار بايد بداند كه اگر مردم خوب و شريف ايران بخاطر رهبر عزيز ، ايجاد جو آرام در جامعه ، پرهيز از سوء استفاده هايي كه از آقايان موسوي و كروبي در سال 88 توسط فتنه انگيزان پشت پرده و موارد بيشمار ديگر ساكت هستند دليل بر مسئله نبودن نيست . بنظرم شما هنوز پيام انتخابات رياست جمهوري ۹۲ را دريافت نكرديد .

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 11:46 توسط | |

•         ويژگيهاي كربلا

الف : كربلا در تاريخ خلقت

عَبَّادٌ، عَنْ عَمْرِو بْنِ يَزِيدَ بَيَّاعِ السَّابِرِيِّ، عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ، قَالَ: إِنَّ أَرْضَ الْكَعْبَةِ قَالَتْ: مَنْ مِثْلِي وَ قَدْ جُعِلَ بَيْتُ اللَّهِ عَلَى ظَهْرِي يَأْتِينِي النَّاس‏مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ‏، وَ جُعِلْتُ حَرَمَ اللَّهِ وَ أَمْنَهُ. فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهَا: أَنْ كُفِّي وَ قِرِّي، فَوَ عِزَّتِي مَا فَضْلُ مَا فُضِّلْتِ بِهِ [فِيمَا] أُعْطِيَتْ أَرْضُ كَرْبَلَاءَ إِلَّا بِمَنْزِلَةِ إِبْرَةٍ غُمِسَتْ فِي الْبَحْرِ، فَحَمَلَتْ مِنْ مَاءِ الْبَحْرِ، وَ لَوْ لَا تُرْبَةُ كَرْبَلَاءَ مَا فُضِّلْتِ، وَ لَوْ لَا مَنْ تَضَمَّنَتْ أَرْضُ كَرْبَلَاءَ مَا خَلَقْتُكِ وَ لَا خَلَقْتُ الْبَيْتَ الَّذِي بِهِ افْتَخَرْتِ‏ ، فَقِرِّي‏ وَ اسْتَقِرِّي‏ وَ كُونِي دُنْيَا مُتَوَاضِعاً ذَلِيلًا مَهِيناً، غَيْرَ مُسْتَنْكِفٍ وَ لَا مُسْتَكْبِرٍ عَلَى أَرْضِ كَرْبَلَاءَ وَ إِلَّا أَسَخْتُ‏ بِكِ، فَهَوَيْتِ‏ نَارَ جَهَنَّمَ. الأصول الستة عشر (ط - دار الحديث) ؛ ص140

عباد از ... امام صادق ع فرمود : زمين كعبه در مقام مفاخرت گفت: كدام زمين مثل من است، و حال آنكه خداوند خانه‏اش را بر پشت من بنا كرده و مردم از هر راه ...


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1392ساعت 14:11 توسط | |

سلام

امروز مطلبی در :  «حلقه نياوران» دولت را به كجا مي‌برد؟‌

 از آقای زیبا کلام خواندم که بنظر باید مورد تامل قرار بگیره در قسمت نظرات نوشتم :

بايد توجه كرد كه اظهار نظرهاي امام با اصرار بر مباني بود مثلا  دو مبناي تكليف و حفظ نظام . و اگر تغييري در نظرشان ايجاد ميشد با تناسب مقتضيات و مباني بود . براي همين توجه به سيره امام مهم است و حتي بعد از سالها ميتواند ملاك باشد . مطلب ديگر اينكه امام رهبر اون روز جامعه بود و تصميم گيري ها منوط به نظر ايشان بود و امروز رهبر نظام  نيز در مورد سياستهاي خارجي و داخلي تصميم گير هستند و بايد به آنها عمل شود . و در خصوص ارتباط با آمريكا ايشان اعلام نظر كردند و جاي شبهه و تشكيك نيست .

 ايشان اصل ارتباط را بي اشكال دانستند ولي اميدواري به اين ارتباط ندارند و بر روش آن هم تاكيد دارند كه نرمش قهرمانانه باشد و توضيح مفصل هم دادند .

بنظرم بزرگان بهتر است بجاي دست آويز كردن امام براي پيش برد مقاصدشان و يا سركوب نمودن رقيبان از ولي فقيه زمان كه در مسير حضرت امام حركت مي كنند تبعيت نمايند .

 

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1392ساعت 12:44 توسط | |

 

امام جواد ع : هر کس به خداوند توکل کند ذلیل نمی شود .

السلام علیک یا جواد الائمه  ع

 

نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1392ساعت 15:41 توسط | |

سلام

اين يك تحليله كه شايد يه خورده بدبينانه باشه يا حتي نا اميدانه ! ولي تجربه نشان داده كه در اين انقلاب ما ، يك اصولي به اثبات رسيده ، و بي توجهي به آن ها جز دردسر و ضرر نتيجه اي نداره .

اين انقلاب دو رهبر را تجربه كرده كه در مديريت و دورانديشي و راهبري ، امتحانهاي خوبي پس داده اند و همه - دوست و دشمن - به آن اذعان دارند .

هر دوي اين دو رهبر به ماهيت ظلم ستيزي اين انقلاب تاكيد دارند .

 هر دوي اين دو رهبر به حمايت از مظلومين  تاكيد دارند .

هر دوي اين دو رهبر به تغيير ناپذيري ظالم در ظلم و مصداقا آمريكا تاكيد دارند .

هر دوي اين دو رهبر با راهبردهاي ديني ( عدوا مبينا ) به دشمن شناسي و راههاي دشمني آنان و پيش بيني راههاي مقابله و استقامت در اين مقابله و مبارزه تاكيد دارند .

يكي از روشهاي استكبار از همان اوايل انقلاب مطرح كردن روابط  به شيوه با دست بكش با پا پس بزن بوده .

و هميشه عده اي به اين باغ سبزها نيم نگاهي داشته اند .

با اين مقدمات شايد بد نبود كه در اين دنياي سياه و سفيد و حق و باطل به اين عده ثابت بشه كه پشت اين باغ سبزها ، دنياي سياه و دره اي ژرف از ذلت و ضعف نهان است . نه ببخشيد همچين نهان هم نيست كه كشورهاي عربي و تركيه و افغانستان و پاكستان تا چين و ژاپن و كشورهاي شرقي و تا آفريقا و حتي آمريكاي جنوبي . و يا حتي كشورهاي اروپايي در اين دنياي سياه و دره عميق سقوط كرده و هيچ راه فراري هم ندارند . اين تركيه براي اينكه غربي حساب بشه به چه ذلتهايي تن نداده ؟ چند ساله كه هي ميدوه ؟ اما چي شد ؟ قرار داد آمريكا و افغانستان رو شنيدين ؟ حتي براي كوچكترين ارتباط با ديگران بايد از آمريكا اجازه بگيره ! اين كشوراي عربي چه هزينه هايي با نفت و پول و خاك براي پايگاههاي نظامي ، در اختيار اونها قرار دادند ؟ اما با كوچكترين اشاره اي حكومتشان به باد ميره ! چين و ژاپن كه برا خودشان قدرتي در اقتصاد و فن آوري شدن ، اما جرات ندارند به پايگاههاي نظامي آمريكا تو كشورشان چپ نگاه كنند ! كشورهاي اروپايي هم كه زير يوق انگليس و آمريكا مثل عروسكهاي خيمه شب بازي دايم در حال بازي نمايش دموكراسي تحت سيطره بازي گردانان هستند .

براستي تو اين دنيا چند كشور واقعا مستقل و آزاد وجود داره ؟

چرا ايران اينهمه تحت فشاره ؟

يك كمي از اين فشارها سر هر كشوري مي آمد تا حالا چند تيكه و مستعمره و دست نشانده شده بود .

شوروي سابق رو نگاه كنيد . چند تيكه شد و حتي روسيه كه تريپ ابر قدرتي داره يكي از همون عروسك هاست كه نا دانسته داره براي اونها نقش باري مي كنه .

ببينيد چه روزيه دارم ميگم كه چندماه ديگه رهبري معظم مجبور ميشه تو سخنراني اعلام كنه : من كه گفتم با دشمن مذاكره كردن يعني معامله و در معامله بايد يه چيزايي داد و يه چيزايي گرفت . ما چه ميخوايم به اينها بديم ؟ ما از چه چيزايي بايد كوتاه بيايم كه اونها راضي بشن و دست از سر ما بردارن ؟ اونها اهل منطق نيستن ، به تعهداتشان عمل نميكنند و قس عليهذا ...

نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1392ساعت 11:43 توسط | |